جعفر شهرى باف

175

طهران قديم ( فارسى )

پس از بسته شدن رويش زعفران بدهند . البته كه مقصود زعفران حل كرده است . سابقا با اين خوراكى بازى و برد و باخت ميكردند ، به اين صورت كه هر دو نفر يكى يك پيالهء يك اندازهء هل و گلاب برداشته يكى پياله‌اش را سر دست نگاه داشته يكى پياله خود را روى آن دمر ميكرد و لحظاتى نگاه داشته بلند مينمود اگر مايهء كاسه‌اش روى مايهء كاسه حريف ميخوابيد و كاسهء خالى به دستش ميماند باخته بود و اگر سالم بلند شده بود برده بود و دفعهء بعد نوبت حريف بود كه پياله‌اش را روى پيالهء طرف برگردانده بلند كند كه اگر مال او هم سالم برگشته بود هر دو از هم بىحساب بوده برد و باختى نشده بود و اگر خالى شده بود دو پياله هل و گلاب يعنى دو باخت داده بود . البته هل گلابىها كه آن را در پياله‌هاى سفالين درست كرده سر گذرها ميگذاشتند رويشان را عوض زعفران با محلول گل‌رنگ زينت ميكردند و رنگشان را هم با گل‌رنگ تغيير ميدادند . اين هل و گلاب را هم ساده ، هم زعفرانى رنگ درست كرده رويش را فقط زعفران حل كرده ميدهند . خاصيت اين خوراكى اول رفع بهانه و دهان تازه كردن و دوم فايدهء ژلاتين آن است كه بن مو و دندان را محكم مىكند و ديگر عطر هل و گلاب آن كه تقويت قلب و دماغ مىكند . در قديم به ژلاتين سريشم خوراكى ميگفتند .