جعفر شهرى باف
29
طهران قديم ( فارسى )
باخبر باشند و در نامه نوشتن كه نام گيرنده را مقدم بر نام خود نويسند و مطالب پسنديده نويسند ، چه در نوشتن نامه و فرستادن رسول و ارسال هديه است كه عقل و بينائى و مقدار شخص معلوم مىشود . در كارها كه با مردم ديندار و بىنظر مشورت نمايند و پرهيز از مشورت با زنان تا آنحد كه در راهنمائى نيك آنها مخالفت بكنند تا آنكه طمع در خواستههاى به خود نداشته باشند و براى مشاور كه جز آنچه خير و صلاح طرف مشورت مىباشد بر زبان نياورند و نهى در آنكه با مردمان پست فرومايه و جبون مشورت بكنند . تشكيل مجالس انس كه در آن ذكر خدا و كلمات پسنديده و مناظرهى معلومات و فضايل اهل بيت باشد بدهند ، چنانكه خود عملا ميدادند بر اعتقاد اينكه اين گونه مجالس ارواح مرده را زنده ميسازد و دلها را جلا ميدهد و غمها را ميزدايد و شادى ميافزايد ، و بد و نكوهيده مجالسى را بدانند كه به لهو و لعب و بيهوده و هزل و هجو بگذرد و بهترين مجالس را آن محفل كه چون در آن جمع باشند مشتاق يكدگر باشند و چون سخن گويند به خير هم گويند و چون پراكنده شوند خصائل هم شمرند و چون بيمار شوند عيادت هم كنند و چون بميرند به جنازهء هم حاضر بشوند . ديگر دورى از چشمپوشى از معايب خود و ديدن عيب دگران و سرزنش كردن دگرى را بر چيزى كه خود ترك آن نميتواند و آزردن دلها را با زبان در حالى كه نفعى به آنها نميرساند و تكليف مجالست نيكو با همسايگان و ديگر مردم كه از آن مشكلات آسان خواهد گرديد و مهربانى با خلايق كه از آن دوستان زياد خواهند گرديد . با بهترين نامهاى مردمان ، ايشان را خواندن و اظهار دوستى كردن با زبان كه دوستى را تقويت و باعث ثبات آن ميگردد و تقسيم دوستى خويش ميان دوستان كه بعضى را بر بعضى تفوق ننهادن و پردهدارى اسرار دوستان كه