جعفر شهرى باف
12
طهران قديم ( فارسى )
خشك كرده براى رفع چشم بد جهت نظر قربانى نگاه ميداشتند و شاخ آن را كه براى غلبه بر دشمن در جيب ميگذاشتند با اين مثل كه ( يك انگشت شاخ بهتر از يك ذرع دم مىباشد ) و پشكلش را كه براى دور ساختن شيطان از خانه دود ميكردند و تكهاى نبات كه هنگام سر بريدن در دهان قربانى گذاشته براى رفع لال شدن هنگام نزع و آسان گذشتن از پل صراط خورده و در كفن ميگذاشتند و از گوشتش غذا پخته براى علاج ، بدون آنكه غذاى ديگر بدهند به خورد بيمار ميدادند و استخوان كلهاش را كه براى دفع قضا و بلا سر در خانه ميگذاشتند و بولش را كه براى پسر زائيدن به خورد زن حامله ميدادند ! اسامى و القاب ماههاى قمرى سال قمرى كه اول آن محرم بود هريك از ماههايش آداب و احكامى داشت كه با ذكر اسامى به شرحشان ميپردازم . اول محرم الحرام . دوم صفر المظفّر . سوم ربيع الاول . چهارم ربيع الآخر . پنجم جمادى الاول . ششم جمادى الآخر . هفتم رجب المرجب . هشتم شعبان المعظّم . نهم رمضان المبارك . دهم شوال المكرم . يازدهم ذى القعدة الحرام . دوازدهم ذى الحجة الحرام . ماههائى كه هريك خوب و بدها و سعادت و نحوستهائى داشتند كه مردم بايد در ابتدا و اختتام امور به آنها رجوع بكنند ، در نمونههاى زير و اينك اساميشان به زبان شعر : ز محرم چو گذشتى بُوَدَت ماهِ صفر * دو ربيع و دو جمادى ز پىِ يكديگر رجب است از پى شعبان ، رمضان و شوال * هست ذى القعده و ذى الحجه دو ماه آخر نمونهء اول رؤيت هلال كه با ديدن هر ماه بايد به چه چيزها نگاه بكنند به بيان ابيات زير و اين احكام را اختيارات ميگفتند : محرم زر است و صفر آينه « 1 » * ربيعِ نخست آب و ديگر غنم « 2 »
--> ( 1 ) . يعنى در ديدن ماه محرم به طلا و در ديدن ماه صفر به آئينه نگاه بكنند ، الى آخر . . . ( 2 ) . پول ، مال .