جعفر شهرى باف

93

طهران قديم ( فارسى )

عقدكنان ديگر تمام شرايط كار آماده شده ، دعوت‌ها بوسيلهء چند زن و مرد محترم همراه دستمال نقل كه با خود برده جلو دعوتىها ميگشودند از خويش و اقارب به عمل آمده « كارت دعوت متداول نشده بود » مدعوين حضور بهمرسانيده ، داماد از حمام و عروس از زير بزك بيرون آمده ، عاقد مشغول صرف شربت و شيرينى گرديده ، امرى جز كسب اجازه از پدر و مادر عروس و داماد باقى نمانده بود و در اينوقت بود كه عروس را از زير آئينه قرآن رد كرده به اطاق مخصوص عقد ميبردند . اطاقى كه بايد عروس در آن عقد شود اطاق مخصوصى در اين شرايط بود كه هرآينه در خانه خود دختر وجود نداشت عقدكنان را در خانه‌اى كه چنين اطاقى داشته باشد ميبردند : اطاق بايد زيرش پر و آب‌انبار و زيرزمين و چيزى مانند آن نبوده باشد ، در اين فلسفه كه زير پاى عروس بايد پر بوده باشد و در غير اين صورت بود كه وصلتش استحكامى نميتوانست داشته باشد و اگر صاحب ده فرزند هم در خانه شوهر شده بود هنوز دلش در هول و ولا بود كه زير پايش هنگام عقد خالى بوده ممكن است هووئى چيزى سرش آمده جايش در خانهء شوهر خالى شده منزل به ديگرى بسپارد . اگر درش رو به قبله يا رو به امام رضا « 71 » بود كه رو به خدا يا رو به آفتاب و روشنائى كار بود نهايت حسن در آن به عمل آمده بود . پس در اين اطاق كه سفرهء عقد كه سفره‌اى از شال كشمير يا مخمل عنابى و جگرى بود و شمال به جنوب يعنى رو به قبله و قبلا گشوده شده بود عروس را داخل كرده بالاى آن مينشاندند . محتويات اين سفره عبارت بود ، اول از آئينه‌ى بخت كه برابر عروس بطورى كه بتواند خود را در آن نگاه بكند قرار ميگرفت به اين خاطر كه هنگام عقد ، به

--> ( 71 ) . رو به مشرق .