جعفر شهرى باف
86
طهران قديم ( فارسى )
ترتيب ميدادند بر اينكه : دامادى نزد پدر زنش رفته از دختر نبودن دخترش شكايت مينمايد و پدر دختر متعجبانه ميگويد پس ميخواستى پسر باشد ؟ ! ميگويد يعنى ميگويم با غير خوابيده . جواب ميدهد پس ميخواستى با من كه پدرش بودم ميخوابيد ! و پس از يك سلسله از اين گونه مطالب كه ميگويد ، شش ماه آبستن بودنش را چه ميگوئى ؟ ! و پدر دختر با افتخار و گردن افراشته جواب ميدهد دختر نجيب بابا ننهدار كه غير اين نميباشد ، مادرش هم كه به خانهء من آمد نه ماهه آبستن بود و اين رسم فاميليمان مىباشد . حمام عقد معمولا حمام عقد يكى دو روز بعد از بنداندازان انجام ميگرفت ، از آن جهت كه چون صورت دختر تا آن زمان بند نيفتاده به نخ عادت نكرده بود « 42 » سوزش و درد و برافروختگى زياد بهم مىرساند . براى جلوگيرى از ناراحتى پوست وناسور « 43 » شدن بين حمام بند و حمام فاصله مىانداختند كه دو سه روز عقبتر انجام ميگرفت . براى حمام عقد باز عدهاى از كسان داماد جهت همراهى با عروس دعوت ميشدند و اين حمامى بود كه بعضى جهت احترام دامادان آن را ( قرق ) « 44 » ميكردند و همين عمل هم بود كه حسادت حاسدان را دربارهء عروس برانگيخته با اين اشعار عقدهنشانى ميكردند : عروس مشدى ممقلى * خونهى طاقنما گِلى
--> ( 42 ) . دختر اگر پيردختر هم ميشد نبايد بند انداخته بزك بكند كه برايش ننگ و بدنامى بوده هرگز به صورت دختر و باكره نميتوانست خواستگار پيدا كند ، حتى موى زهار كه نبايد بسترد . ( 43 ) . مجروح شدن ، ناراحت شدن ، نازك و حساس شدن . ( 44 ) . مخصوص كردن ، دربست ، اختصاصى ، كه با پرداخت عايدى آن مانع ورود بيگانه ميشدند .