جعفر شهرى باف
82
طهران قديم ( فارسى )
يعنى سنين بالاتر از پانزده و شانزده رسيده موهايش درشت شده بود از كشندهترين آرايشها بود كه عروس بايد تحمل نمايد ، در حدى كه گاهى كارش به فرياد و فغان و زارى و گريز ميرسيد و اين هم كه متوسل به نورهى زنان « 36 » يعنى واجبى ( داروى نظافت ) و لا اقل تيغ و مثل آن نميشدند اين بود كه اولا هنوز تيغ خودتراش باب نشده كار با تيغ بزرگ سلمانى از عهدهء زنها برنميآمد و ماشين هم كه كرده سبب مرارت داماد ميگرديد و آهك و زرنيخ واجبى هم كه اثرش به پردهى بكارت رسيده آن را زائل يعنى ( دختركى دختر را سفيد ) « 37 » مينمود ! دختركى ! توضيحى در اينجا لازم ميآيد كه بكارت دختر از امورى بود كه از آن مهمتر امرى جهت دختر و كسان او نميتوانست باشد و واى بر احوال دختر و خانوادهء دخترى بود كه شب عروسى روسياهى ببار آورده باشند ، يعنى عذرى كه به هيچ صورت قابل بخشايش نبوده چشمپوشى نميگرديد . اولا از شرايط چنين دخترى براى دامادان بود كه ميتوانستند دختر را بدون هيچ حق و مهر بيرون كرده بنام ( ناشزه ) « 38 » طلاق بگويند و حتى جهيزيهء او را بعنوان خسارت تصاحب نمايند و
--> ( 36 ) . نورهء زنان به غير از نورهء مردان بود كه از آهك و زرنيخ و توسط خود حمامىها ساخته ميشد ، بلكه آهك و زرنيخ و خاكستر و سفيدهء تخممرغ بود ، تا جاى نوره را سياه ننموده و نرم بكند . ( 37 ) . بدترين عيب و بزرگترين بدبختى براى عروس و فاميل عروس آن بود كه ( دختركى ) نداشته باشد و چه وقايع هولناك در اين زمينه مانند كشتن دختر و بالاى پشت بام طشت زدن و تف به ريش پدر دختر انداختن و گه برده به گيس مادر زن ماليدن كه بوقوع ميپيوست ! ( 38 ) . زنى كه دامنش به گناه آلوده شده ، يا بىاجازهء شوهر خانهء او را ترك كرده ، يا اطاعت