جعفر شهرى باف
70
طهران قديم ( فارسى )
هريك از طرفين كه قرار گرفته بود از صبح زود روز آن در خانه عروس جنب و جوش برقرار شده ، حياط و اطاقها جارو و تميز شده ، به در و ديوار قاليچه و عكس و دورنما كوبيده شده ، اگر آب توى محل بود آب حوض را خالى كرده ، آب نو انداخته و گرنه از آبانبار سرش را پر كرده ، اشغال ، چربى ، كثافت رويش را گرفته ، دور آن را گل و گلدان ميچيدند و تمام حياط از جلو پلهى آستانه تا آخر آن را فرش كرده ، چراغها را تميز و مرتب و نفتگيرى نموده ، چراغ زنبورىهاى فراوان حاضر ميكردند و از بعد از ظهر كوچه را سرتاسر آب و جارو كرده ، اگر عقدكنان جاسنگين و متجددمآب بود شروع به چيدن ميز و صندلى براى مهمانها كرده ، دست اندركار رويه كشيدن و ميوه و شيرينى گذاشتن و سيگار و كبريت نهادن شده ، قهوهچى سماورش را آماده كرده ، شربتش را كه جلوتر جوشانده شده بود آب زده ( يك گير ) « 16 » كرده ، استكان ، نعلبكىها و شربتخورى ، زيردستىهايش را شسته آماده نموده ، منتظر اسباب عقد ميشدند . اسباب عقد شامل : آئينه چراغ يا آئينه شمعدان ، خوانچهى نان ، خوانچهى اسفند ، طبق رخت عروس ، اگر خرج عقد با خود دامادان بود و يك روز جلوتر فرستاده شده بود طبق نقل و كاسه نبات « 17 » ، طبق كلهقند ، طبقهاى ميوه كه ظرفهاى ميوهاش تا اندازهء يك قد آدم بالا كشيده ( كلهكوت ) شده بود . طبقهاى شيرينى كه همينطور ميوهخورىهايش تا يك ذرع و زيادتر بلند زده شده بود . طبق شيشههاى نيزهاى ، يا ( كپ ) « 18 » هاى شربت ، طبق گيروانكه « 19 » هاى چاى و
--> ( 16 ) . آماده ، دست بهم ، جاانداخته . ( 17 ) . قدح مانندى از نبات كه با سليقهء خاص از طرف قندريزها ، نباتريزها ريخته شده ، وسطشان با هنرنمائىهاى زياد شاخههاى كريستالمانند از نبات بالا ميآمد . ( 18 ) . ظرفى شكمدار از جنس شيشه ، با گردن كوتاه و لب كنگرهدار براى نگهدارى سركه و امثال آنكه دورش را پوشال بافته ( پيزر ) ميگرفتند . ( 19 ) . نام بستههاى معين چاى و كبريت .