جعفر شهرى باف
90
طهران قديم ( فارسى )
تغيير و تبديل و نظافتى در آن به عمل نيامده ، كثافت و تعفنى بود كه از سطح و در و ديوار و حجرات آن سر ميكشيد و جهت بميان آمدن ذكر آن اينكه اولا نام آن ثبت و دوم واقعهء ( اكبر كج كلاه ) يكى از پيشكارهاى كفاشخانهء آن آورده بشود . اكبر كج كلاه كه نيمه ورزشكارى بوده فوت و فنى از كشتى ميدانسته و ادعاى لوطىگرى ميكرده است روزى پادويش براى باديه ، ديزى شستن بمدرسهء اميرنظام كه گفته شد درش در همين ميدانگاهى مىباشد ميرود « 52 » و نااهلى از سكنه او را به عنوان كمك جابجا كردن چيزى به حجره ميكشد و پسرك كه احساس خطر مىكند گريخته ماجرا را به استادش ميگويد و اكبر دو روز بعد چادر روبنده نموده به بهانهاى به حجرهء طرف رفته ، به خوبى وى را مجذوب خويش ميسازد . . . ! و حريف و حديثش دهان به دهان مىشود ! تنبيهى رايج زمان كه كافى بود فرزند ، يا برادر ، يا ناموس كسى مورد اهانت قرار بگيرد و توهينكننده اول خودش و اگر دسترسى به خود او ممكن نبود يكى از منسوبين نزديكش به بدتر از آن مجازات شده ، ساتر خونين او ، با نام و نشانى و اسامى آن عده كه همكارى در تلافى داشته بوده برايش فرستاده بشود ، و بعضى را كه در قهوهخانهء پاتوق او ، يا سرگذر بمعرض نمايش گذاشته بشود ، و در ديگر شهرها كه رواج داشته بود . از جمله ادبشدگان اينچنينى ( محمد ريش ) « 53 » بستنىفروش كه چون در سفر قزوينش قزوينىاى از او وضع شهرشان و اين كه در آن به او خوش گذشته يا نگذشته است سئوال مىكند ؟ و محمد ريش ميگويد : اينقدر ميدانم كه در اين شهر سر بىنون به زمين گذارده سر بى . . . به زمين نگذاردهام ! فرداى آن روز در دعوتى كه از او به عمل ميآورند پانزده نفر لوث جسارتش از دامن پاك ميكنند ! چنانچه آثار و زواياى تاريخ نشان ميدهد ، مثل اين كه شروع اين فضيحه از زمان شاه سلطان حسين صفوى بوده كه حتى اميران و وزيران خاطى را با آن مؤدب ساخته ، تا آنجا كه پيكها و سفراى دول خارج را در صورت ناخوشامد از رسالت و سفارتشان از آن معاف نميداشته ، يكى از علل طغيان افغانيان و فتنه محمودافغان و جدا شدن آن خطّه از پيكر
--> ( 52 ) . از حوض و آبانبار و مستراح اين گونه اماكن اهالى محل ميتوانستند استفاده بكنند . ( 53 ) . بستنىفروش دورهگرد ، كه كنيه از ريش بلندش گرفته بود و هميشه با سر تراشيده و پيراهن سفيد يقه روى شانه كه روى شلوار دويت سياهش ميكشيد پشت چرخ بستنى زيبايش ديده ميشد و بستنىاش به خوبى معروف شده بود .