جعفر شهرى باف
87
طهران قديم ( فارسى )
عروس ، يا داماد ) ، ( بنداندازان ) و ( شيرينىخوران ) و مثل آن خبر كرده بخانهها ميكشيدند ، كه آنها هم از چند خانه بالاتر صداى ساز و دنبك خود بلند كرده ( حق مبارك كنه ايشاللا ) گويان خودسرانه وارد خانهها ميشدند ، اگرچه صاحبخانه اهل ايمان و آقا و مجتهد و اهل علم و ، ريش و تسبيحدار و امثال آن بود كه فقط چارهى رد كردنشان اين بود كه اجرتشان را داده مرخصشان كنند . تكيه كلام آنها هم در رسيدن به پشت در خانهها ، اگر در بسته بود و عروسى خانه بود اين كه ساززن بلند بگويد ( حق مبارك كنه ايشاللا ) و ضربگير محكم بضرب نواخته جواب بدهد ( آمين آمين ) و اگر زائو بود بگويد ( حق قدم نو رسيده رو مبارك كنه ) و ضربگير آمين آمين بگويد و اين جملات كه با معطل شدن در پشت در دنبال بكنند : به دلخوشى ، به تندرستى ، خوشروزى و خوش قدم ، زير سايه پدر و مادر ، زير سايهء مرتضى على و اگر دختر بود : زير سايهء فاطمهزهرا ، و آنقدر ضربگير بضرب نواخته آمين بگويد تا در باز شده راه به خانه بيابند و يا ( فيض ) و دستلاف خود را گرفته دور بشوند . ساز و نواى اينها معمولا از اشعار و آهنگهاى تكيهدار نشاطآور ضربى و بمناسبت بود ، و مطالبى به صورت شعر مربوط و نامربوط و بامعنى و بىمعنى كه بهم ميبافتند ، به اين نمونهها : امشب آخر كامم از تو دلستان خواهم گرفت * بوسههايت صد صد از لب و ز دهان خواهم گرفت چون نفس يكسر وجودت را ببر خواهم كشيد * پس زبانت چون شكر زير زبان خواهم گرفت بوسه نه از روى و لب يا از بناگوش و زنخ * بلكهات از هر . . . . . . . . . . خواهم گرفت . . . . . . . . . مگر از بهبهان آوردهاى * آب ليمويت به طرز بهبهان خواهم گرفت پاسخ ناز و اداهايت بضرب ليس و بوس * خندهات از لب به اشك ديدگان خواهم گرفت . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . خواهم فكند * بر فرازت قدرت صد پهلوان خواهم گرفت . . . . . . چون چنين و چون چنانم كرده است * داد دل گاهى از اينت گه از آن خواهم گرفت يا اين فكاهيات : آى گل پونه ، نعنا پونه ، آقا رو ميخواى تو توپخونه ، خانومو ميخاى خيابونه . بازار بزازا توى تهرونه ، قلهك و زرگنده راه شمرونه ، سد اسماعيل « 47 » ناف چاله ميدونه ، دست چپ
--> ( 47 ) . منظور ، امامزاده سيد اسماعيل .