جعفر شهرى باف

85

طهران قديم ( فارسى )

آن مورد توقع دعوت‌كننده نميباشد و هنرشان بايد آن باشد كه در مقابل اجرت ، خاطره‌ى خوش براى اجرت‌دهنده و تماشاكننده بجا بگذارند و ميگفتند مطرب و مقلد و عمله‌ى طرب يعنى كسانى كه پيام‌آور شادكامى و سور و سرور مردم و زدايندهء غم و دلتنگى و پريشانى و كسالت و افسردگى بوده ، نه خلاف آن باشند ، كه اگر با خنداندن و شاد داشتن افراد درسى نيز به ايشان بياموزند زهى انجام وظيفه‌اى عالى كه هنر را با عبادت قرين ساخته نزد وجدان و خدا و خلق نيز سربلند ميباشند و مخالف آن يعنى مطرب غم‌آور را مرثيه‌خوانى مثل ميزدند كه در مجلس عزا مطربى نموده شود و نشاط و مسخرگى بكند . ايضا دستوراتى داشتند كه مربوط به رعايت كار و مجالس و مهمانان و ميزبانان ميگرديد ، به اين صورت كه مثلا اگر در عروسىى بيوه‌زن دعوت شده باشند ، در اشعار و لطايف خود استفاده از مضامين كنايه‌آميز مانند ( بيوه‌زن كرّه‌دار خونه رو خراب ميكنه ) و مثل اين مضمون در نمايش زن سرخور كه سر هيجده شوهر را خورده بگورشان كرده بوده ، از نوزدهمى بعد از او را ميپرسد به كى رو آورد و جواب ميشنود به ( قرمساق ، يا اجل برگشته‌ى بيستمى ) و يا اگر در عروسى محقر دعوت ميشوند كه مسلّم عروس اينچنين مجالس هم كم جهاز مىباشد ، نزده بخوانند ( زنى كه جهاز نداره ، اينهمه ناز نداره ) و يا اگر چنانچه رسم است و پرسيدند « كه بايد هم احوال و اوضاع مجالس خود را قبلا تفحص كنند » و فهميدند عروس سن و سال‌دار و پير دختر مىباشد نخوانند ( پشت بوم رو به قبله شرّشر آبش ميياد ، عروس ما بچه ساله سرشب خوابش مياد ) و يا در شب شش زايمان و اسم‌گذاران بچه ، اگر زائو دختر زائيده است نخوانند ( اسم پسرش جواد جواد ، پاشو ميذاره گشاد گشاد ) . همچنين تقليد دو هوو را كه هووى پسرزا فخر مىكند و كون ميجنباند كه ( نشستم و خوابيدم ، كيسه‌ى زر زائيدم - نشستى و خوابيدى ، طشت خاكستر زائيدى ) و براى مجلسى كه صاحبش دوزنه مىباشد و نمايش زن بابا را براى زن پدر نياورند ، و در مجالس پيران اوصاف روزگاران جوانى و در محفل جوانان ياد پيرى و ضعف ناتوانى نكرده عيش مجلسيان خراب ننمايد ، الى آخر كه ( اول انديشه ، وانگهى گفتار ) را سرلوحهء عمل خويش گردانند و رعايت بسا مسائل ديگر از احترام به بزرگترهاى مجلس گذاشتن و كوچكترها را راضى داشتن و ( كف مرتب ) را بسلامتى صاحب مجلس و بزرگ مجلس خواستن و هر دستى را بسلامتى يكى از محترمين و معتبرين بمناسبت طلبيدن و هر دو فاميل را بيك حال