جعفر شهرى باف
56
طهران قديم ( فارسى )
دشوارتر و نارواتر نبوده ، حيوانات از آن عاجز آمده باشند . معمولا خريداران اين گونه افراد را متمكنين و دولتمندان تشكيل ميدادند و رأس همه دربارها و سلاطين بودند كه زبدهترين كنيز و غلام ، چه بعنوان هديه و پيشكش و چه بعنوان بيع و شرا در اختيارشان قرار ميگرفت تا زمان قاجاريه كه تهران پايتخت شده كنيز و غلامهاى گرجى و ترك و رومى ، اندرون را مملو ساخته ، منتسبين بدربار و حكام و امرا و بزرگان نيز به تبعيت غلام و كنيزهائى سفارش داده داشتن آن برايشان نوعى مفخره و شكوه و جلال به حساب آمده كم و زياد آن كم و زياد اعتبار و حيثيتشان گرديد و به پيروى از ايشان اغنيا و دولتمندان و تجار و دنبال اينان علماء و روحانيون كه غلام و كنيز سرمايهء بزرگيشان گرديد . اما ديرى نپائيد كه همين لذت دهان موجب ننگ و بدنامىهاى بزرگ شده اناثشان كنيز بچهگانى كه از آقا و ارباب و اربابزاده و آقازاده بظهور رسانيدند و ذكورشان نطفههائى كه در بطون زنان و دخترانشان نشانيده فضيحتشان بر سر كوى و برزن كشانيدند و باعث شد تا ترك اين مظلوم صورتان ظالم سيرت نموده طرد و دفعشان نمايند و تا تنبيهى نيز براى پردگيان نمكناشناس و نواميس سست عهد حرم بوده دچار بزرگترين عذابشان ساخته طوطى و بلبلشان قرين زاغ و زغن بكنند جايشان به بدچهرهترين و هيولاترين بسپارند و از آن پس غلام و كنيز منحصر به سياهان ذغال چهرهء حبشى و غول اندامان زنگبارى گرديد و گرانى قيمتشان بسته به آن شد كه هر چه كريه منظرتر بوده باشند . اما اين نيز براى زنان خورده خوابيدهى حرمسراها كه سال تا سال رنگ شوهر نديده ، چندان سمن براى همسرانشان بود كه ياسمن بنظرشان نميآمد و دختران تنهائى كشيدهى به جوش و خروش افتاده كه سايهء مرد برايشان آب خنك رفع تشنگى و حرارت مطبوع سرمازدگى ميآمد و براى آقازادههايشان كه از چهار پاى نر و ماده نگذشته تجاوز به زيردست و ضعيف در خونشان رشد كرده بود فايده نتوانست رسانيده طولى نكشيد كه نوزادان و كودكان نيمه رنگ و سياه و قهوهاى و كشمشى و خرمائى پهن بينى لب كلفت مو وزوزى پنهان و آشكار سر از گوشه و كنار برآورده تيرهاى چشم و پيكانهاى سينهء اربابها و ولينعمتها گرديدند ، كه اين براى خداوندان زور و قدرت كه به اتكاء پول و خودسرى هزاران زن و فرزند رعايا و زيردست را به زير مهميز آورده ، دست رد بسينهء محرم و نامحرم و صغير و كبير