جعفر شهرى باف
25
طهران قديم ( فارسى )
قمارخانهدارها و فاحشهخانهدارها و باجبگيرها « 68 » و شتلى بگيرها « 69 » و مالبخرها « 70 » و ميدان دارها « 71 » و ( شبخواب ) راه بدهها « 72 » و نقالى ، سخنورى « 73 » راهاندازها و هيئتهاى قرآن « 74 » و روضه « 75 » و دعاى كميل « 76 » و دعاى سمات « 77 » . گرفتن تعزيهخوانها و لوطى عنترىها « 78 » و مطرب دورهاىها و ( پردهگردانها ) « 79 » و درويشها و قلندرها و ( چشمبند ) « 80 » ها و گداها و هر نوع معركهگردان ديگر از خرس رقصان و بز رقصان به اسم غدغن ؛ و جلب هر كاسب و بساطى و دكاندار كه جنس خود را در پيادهرو ريخته و يا آن را از دكان بيرون گذاشته بود مزاحمت خركچىها . گارىخانهدارها و درشكهخانهدارها و مصالحفروشها و الاغ كرايهبدهها و چاروادارها و مالدزدها « 81 » و اثاث
--> ( 68 ) . گردنكلفتها و دريدههائى كه از كسبهى محل و هر محل عايدات مثل قمارخانه و فاحشهخانه باج گردن كلفتى ميگرفتند ، بيشتر اين افراد سبيلهاى كلفت وحشتناكى گذارده كه اين باج را به اسم باج سبيل دريافت ميكردند . ( 69 ) . ليلاجها ( * ) و قمار راهاندازهائى كه از قماربازها ده يك ميگرفتند . ( * ) داور قمار ، كاركشته و خبرهى در قمار . ( 70 ) . افرادى كه مالهاى دزدى ميخريدند . ( 71 ) . لشها و لاتهائى كه دهانههاى ميدانهاى بارفروشى ، مانند ميادين ميوه و سبزى را گرفته بابت هر بار چيزى مىگرفتند . ( 72 ) . قهوهخانههائى كه با دريافت پولى ؛ جا براى خواب به بىجا و مكانها ميدادند . ( 73 ) . قهوهخانههائى كه براى جلب مشترى زيادتر نقال و تعزيهخوان و روضهخوان دعوت ميكردند و يا سخنورى كه شرحش در جاى خود خواهد آمد راه ميانداختند . ( 74 ) . مجالس قرائت و درس و تفسير قرآن كه براى ثواب برپا ميكردند . ( 75 ) . روضهخوانىهاى مخفيانه كه علنى آن را دولت غدغن كرده بود . ( 76 ) . جلسههائى در شبهاى جمعه كه در آن دعاى كميل ثواب بسيار داشت و براى كفايت مهمات و رفع اعدا و فتح و روزى ميخواندند . ( 77 ) . دعائى مخصوص غروب جمعه كه خواندن آن به اجماع ثواب و فوايد بسيار داشت . ( 78 ) . افرادى كه ميمونى را تربيت كرده وسيلهاش كه از او بپرسند جاى دوست كجاست ؟ دست به روى چشم گذاشته و در جواب پرسيدن جاى دشمن دست به طرف ما تحت برده و بعضى عمليات ديگر كه مثل چوپانها چوب به پس گردن گرفته روى دو پا راه بروند پول ميگرفتند . ( 79 ) . پرده ، يا تابلوهاى بزرگ چرمينى كه رويشان تصاوير صحنههاى كربلا و جنگهاى مؤمنين با ملحدين نقش شده به ديوار آويخته در پايشان شرح ماوقع آن گفته از مردم گريه و پول ميگرفتند . ( 80 ) . شعبدهبازهائى كه زير كلاه يكى كه از همدستانشان بود كبوتر و ساعت يكى را از جيب ديگرى درآورده ، عملياتى مانند آن ميكردند . ( 81 ) . دزدهاى خر و گاو و شتر و گوسفند .