جعفر شهرى باف

10

طهران قديم ( فارسى )

پنجاه تومان تجاوز مينمود ! زيرا آنچه در نه كميسرى جمع گشته بود در همين يك فراهم آمده بود ، در اين معنى كه ( آنچه خوبان همه داشتند ) او بتنهايى دارا گشته بود ، يعنى اگر فى المثل ( كميسرى 5 قنات‌آباد ) « 1 » از مرافعات دزدى و مال‌خرى و بگير و ببند شيره‌كش‌خانه‌دارها و قمارخانه‌دارها و لشى و عربده‌كشى و ( حق و حساب ! ) « 2 » آن بهره ميگرفت ، ( كميسرى 6 گار ماشين ) از زدوخورد و چاقوكشىها و فاحشه‌هاى كوچه‌هاى ( پشت بدنه ) « 3 » و ( سر قبر آقا ) « 4 » و ( چاله سيلابى ) « 5 » و جيب‌برهاى گار ماشين و ماشين دودى و بدمستى و باج سبيل‌بگيرها و مرافعات ناموسى استفاده ميكرد و ( كميسرى 2 دولت ) از كافه رستورانها و زدوخوردهاى مست‌هاى خيابانى و هفتگىهاى سينماها و تآترها و هتل‌ها و عزب‌خانه‌ها و مسافرخانه‌ها و ولگردهاى اناث و ذكور و ( تك‌پران‌ها ) و امثال آن زير سبيل چرب مينمود . و ( كميسرى 10 شهر نو ) از فاحشه‌خانه‌ها و قمارخانه‌ها و شيره‌خانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها و يكه‌بزن‌ها و چاقوكش‌ها و بدكاره‌بازها و جفتى راه بده‌ها و پسرهاى تن‌فروش ميدان قزوين و پااندازها و عرق‌فروشها باج ميگرفت . كميسرى 8 بازار شامل تمام اين منافع ميگرديد كه حدود وسيع پرجمعيتى را كه تمام گروه گذشته در خود گرفته داشت بهره ميگرفت ، علاوه بر دزدهاى گردن‌كلفت خانه‌بر و جيب‌برهاى زبردست و كاروانسراهاى پرعوايد و دست‌فروشها و چرخىها و طوافها و الاغىها و چاروادارها و گارىدستىها و چهارچرخه‌اىهاى اسبىهاى مستمرى بده و ديگر و ديگر را در حيطه فايده آورده بود ! برنامه كار اين كميسرى آن بود كه كمتر كسى را از شاكى و متشاكى به عدليه و مانند آن ميفرستاد و در هر صورت ميان آنها را به نحوى خود فيصله داده با تنبيهات نقدى ( نقره

--> ( 1 ) . نام محله‌اى در جنوب شهر . ( 2 ) . رشوه ، اخاذى ، جيب‌كنى . « در چه اسم بامسمائى كه يعنى برادرىمان بجا ، بزغاله يكى هفصنار يا حساب حسابه ، كاكا برادر » ما ترا به جان و مال مردم آزاد ميگذاريم تو هم طبق حساب و كتاب حق ما را بده ، امرى كه در تمام شئون مأموران سنت باقيه شده بود ! . ( 3 ) . كوچه‌اى شمال خيابان اسماعيل بزاز ، منشعب از نرسيده به ميدان مولوى ، محل اكثر فساد . ( 4 ) . محله‌اى كه از قبر سيد زين العابدين امام جمعهء ناصر الدينشاه اسم گرفته بود ، واقع در جنوب تهران . ( 5 ) . كوچه‌اى منشعب از كوچهء قاطرچيها به طرف خيابان مولوى كه بخاطر گود بودنش كه قبلا كوره‌پزخانه بوده ، خاكش برداشته سيل‌گير شده بود نام چاله سيلابى گرفته بود ، مركز فواحش پست كم‌ارزش ، كار راه‌انداز چاروادارها و ساربان‌ها و امثال آن .