جعفر شهرى باف
87
طهران قديم ( فارسى )
نوبت به عمل آمده بود هنوز بيش از پانصد نفرشان جيره و مواجب دريافت مىكردند . اين اندرون دو آشپزخانه داشت يكى در داخل محوطه ، مخصوص شاه و نزديكان و يكى در بيرون حصار يعنى در خيابان احمد شاهى كه جهت زنان و خدمه فعاليت مىنمود . در اين آشپزخانهها به چندين برابر تعداد نفرات اندرون طبخ غذا ميگرديد چه اين سنتى بود كه از شاه شهيد « 1 » بر جاى مانده هنوز نگاهدارى ميشد . از آنجا كه ناصر الدين شاه دستور داده بود اطرافيان اندرون او را هم از سفرهخانهء او بىنصيب نگذارند ، با اين نظر كه آشپزخانه شاه بايد شاهانه بوده باشد . از اين رو هر ظهر و شب مجمعههاى بىشمارى از انواع اطعمه و اشربه بر سر خدمهء اندرون از مطبخها بيرون آمده به خانههاى اطراف رفته به فروش مىرسيد و كاسه بشقاب دورىهاى پر كه در خود محل به پول رسيده پسماندههايشان بذل فقرا ميگرديد . فروختنىهايشان شامل قابىپلو ، مانند شيرينپلو با يك مرغ تمام كه در لاى برنج نهاده شده بود و بشقابى حلواى زعفرانى و چند گل شامى معمولى يا شامى لپه و پيالهاى ترشى و ظرفى مربا و تنگى دوغ يا شربت به مناسبت غذا و بشقابى پنير و سبزى و ظرفى نان شيرينى و بشقابى ميوه يا بنا به حالت فصل غذا ، چلو خورش ، چلو كباب ، سبزى پلو با كوكو و ماهى ، يا باقلاپلو كه همراه ميوههاى سال و اشربه و حلويات تغيير يافته بدست مردم مىرسيد . اين سهمى بود از مجمعه و سينى و ظرف كه براى خانوادهء هر يك از خدمتكاران مقرر شده بود و چون در اثر فزونى آن حد اقل يك نوبت از دو وعده آن اضافه مىآمد آن را به فروش مىرسانيدند و قيمت آن حد اكثر دو قران براى هر مجموعه و يك قران جهت هر سينى غذاى چهار نفره تا دهشاهى و پنجشاهى كه در هر قاب و باديه عرضه مىگرديد ، فقرا و مستمندان نيز بىنصيب نبوده كه آنها هم از پسماندههاى اهالى اندرون اطعام مىشدند . خانههاى اين زنان ساختمانهاى آجرى دو اطاقهء كرسىدارى بود كه گله به گلهء اندرون براى ايشان
--> ( 1 ) . لقبى كه بعد از كشته شدن ، از طرف كاسهليسان كه از مردهاش هنوز استفاده ميجستند به مصداق : ( برعكس نهاده نام زنگى كافور ) بجاى خبيث به ناصر الدين شاه داده شده بود و اگر نام شهيدى بخواهد بر او صدق بكند بايد شهيد راه زن و خوشگذرانى و ستمگرىاش دانست .