جعفر شهرى باف
78
طهران قديم ( فارسى )
شمال تكه خيابان مقابل اداره پست مركزى مىباشد كه از خيابان باغشاه ( سپه ) شروع شده به چهارراه گلوبندك و از آنجا به صورت كوچه پسكوچههاى كج و معوجى به ( ميدان پاقاپق ) « 136 » مىرسيد . اين خيابان كه محل اجتماع دزدان و اراذل و اوباش محله سنگلج بود و در شبها رهگذران را لخت مىكردند ، جاى قمار روزانه قزاقهاى قزاقخانه و خط فاصل ميان محله سنگلج و محلهء عودلاجان نيز بود كه امنيت و انتظاماتش به هيچ يك از دستگاههاى انتظامى مربوط نمىگرديد ، چه هر يك از كميسرهاى مربوطهى ( سنگلج ) « 137 » و ( عودلاجان ) « 138 » حفاظت آن را در عهدهء ديگرى خوانده نزدشان شكايت هيچ دزدزده و لخت شده مسموع نمىگرديد ، در حالى كه مأمورينشان روزها آن را طفيل و ابوابجمعى خود مىدانستند كه مىتوانستند تلكه قمارهاى قماربازها و حق و حساب خالسياهبازها و معركهگيرها را دريافت نمايند . به همين مناسبت اولين تشكيلات و نظم و نسق فرنگى كه به دست خارجيان به نام نظميه در ايران بوجود آمد ، ادارهاش در اين خيابان انتخاب شد كه امنيتش سر لوحه ديگر كارها قرار گرفته بود . ( كنت دومنت فرت ) كه به لقب نظم الملك مفتخر گرديد اولين اقدامش فراهم ساختن افرادى از جوانان بيست تا سى ساله براى تشكيلات نظميه بود كه آنها را با لباسهاى متحد الشكل و تعليماتى دقيق مهيا گردانيد ، با سختگيرىهايى طبق نظام اروپايى و اهداى اختياراتى خشن به افرادش در نظم و نسق شهر كه بر هيچ خطا اغماض نداشته باشند ، تا آنجا كه دامنهء عملياتش به دستگيرى نوكرها و خدمهى رجال و اعيان و اشراف شهر نيز توسعه يافته دخالتش در امور مذهبى و عزادارى و سينهزنى و روضهخوانى نيز ريشه دوانيد ، تا آنكه علما به اتفاق رجال كه اختيارات خود محدود مينگرند به مخالفتش برخاستند و به تدريج از تشكيلاتش كاسته شير بىيال و دم و شكمش نمودند ، تا آخر كه يكسره با اشكالتراشىهاى
--> ( 136 ) . ميدان اعدام . ( 137 ) . نام محلهاى در غرب تهران كه قسمتى از آن پارك شهر فعلى مىباشد . ( 138 ) . اسم محلهاى قديمى از شهر خيابان ناصريه ( ناصر خسرو ) منتهى به خيابان سيروس .