جعفر شهرى باف
76
طهران قديم ( فارسى )
كشيده شده در حدود يك ذرع ارتفاع از زمين قرار گرفته بود با قيافهاى مشابه . . . كه زنان و دختران خانه مانده را جهت بختگشايى و مشكلگشايى به طرف خود مىكشيد ! چون بروايت شايع توپى بود نظر كردهء شاهچراغ كه با پاى خود تا به اينجا آمده در همين نقطه رو به قبله متوقف گرديده ، در اين صورت ميتوانست سببى باشد تا كارگذارى كارهاى پيچيده و گرهگشايى بختهاى فروبستهء زنان و دختران نمايد و بدين جهت هر شب جمعه از عصر بلند تا تاريكى شب زنها و دختران بىصاحب و بدون مراقبى كه به دور آن جمع شده از سر و كول آن بالا رفته بر چرخهاى آن با قفل و پارچه و نخ و طناب و تكههاى چارقد و چادر دخيل بسته طلب حاجت مىكردند و بر لولهء آن سوار شده از سر به طرف پايين سر خورده ، يا بر سر آن نشسته چنان كه به خر مراد سوار شدهاند خود جنبانده مقصد و مطلوب مورد نظر نيت مىكردند و مردان ولگرد و جوانان هرزهى خوش آب و رنگ هم كه ميانشان لوليده از زير لوله نظر به بالا افكنده حظ بصر برده به شوخى باردى و متلكپرانى پرداخته بسا بىبند و بارهايشان را نيز كه در كوچه پسكوچههاى تكيهء منوچهر خان « 134 » كشانده به معجز توپ حاجت روا ميساختند ! توضيح كامل احوال اين توپ و مراجعان به آن در جاى خود خواهد آمد . خيابان جليل آباد « 135 » خيابان جليل آباد خيابان باريك و پر پيچ و خم هولناكى بود كه بقاياى آن از طرف
--> ( 134 ) . بازارچه و تكيهاى در كوچهء مقابل ميدان ارك كه بناى آن توسط يك مسيحى جاسوس و مأمورى بىمذهب و به ظاهر اسلام آوردهاى كه نام خود را منوچهر گذاشته بود و به هنگام محرم در تكيهء آن عزادارى مصلحتى مىكرده ضمنا كسى كه توانسته بود لقب ( السلطنه ) بگيرد و در قسمتى از جنوب به حكومت نشسته ثروت بىحساب بدست آورد . در ضمن محرك و پشتيبان بابىها نيز بود و همچنين در خسّت و لئامت زبانزد ، همراه نقص عضو و محروميت از بيضتين تناسلى در رجوليت ، چنان كه خوش طبعى در اين بيت با الهام از او ورم بيضهء خود را اين گونه اظهار مىكند : بىخ . . . را به قدر جهان مايه دادهاند - * ما را به قدر مايهء او خ . . . دادهاند . ( 135 ) . خيابان خيام شمالى .