جعفر شهرى باف

548

طهران قديم ( فارسى )

ناخوشى بيمارى كه مراجعه بحمام ميكردند . عقيده درباره غسل جنابت معتقد بودند كه با بدن ناپاك و حالت جنب راه رفتن باعث بسا گناهان و گرفتارىها مىشود از جمله : آدمى خطاكار مىشود . روزى تنگ شده ؛ امر معاش دشوار مىشود . ناهموارىها و دشوارىهاى گوناگون ظاهر مىشود . گرفتار نفرين خدا و رسول و فرشتگان مىشود . دچار لعنت زمينى كه بر رويش راه ميرود و آسمانى كه در زيرش مىباشد و آبى كه مينوشد و غذائى كه مىخورد مىشود . ملائكه از خانه‌اش عبور نميكند . دعايش مستجاب نميشود . بركت از خانه‌اش دور مىشود . پيسى « 177 » ميآورد . از شفاعت پيغمبر و آل پيغمبر محروم مىشود . در محشر روسياه وارد مىشود . و از اين رو در كار غسل جنابت توجه كامل ميكردند و همين غسل بود كه ساير غسلها را هم باعث ميگرديد ، بدين عقيده كه چنانچه كوتاهى در غسلى تا اين حد محروميت داشته باشد انجام آن نيز سبب بسيارى فوايد مىشود كه براى هر خواسته غسلى ميكردند و از اولين چيزى كه در بلوغ اطفال ياد آنها ميدادند غسل جنابتشان بود كه طبق دستور دين كه در كار نماز اول طهارت را معلوم كرده بود مقدم بر ساير امور مذهب ميدانستند ، اما چه بسا افراد بالغ مسن هم كه در اثر بىاطلاعى از انواع غسل هنوز مثلا غسل حيض و نفاس را كه بگوششان خورده بود بجاى غسل جنابت ميكردند كه از آن جمله بود حاج عبد العلى رستم آبادى كه در هشتاد سالگى شنيدند كه در غسل جنابت نيت غسل حيض كه در طفوليت در حمام از زبان مادرش شنيده بود مىكند و وقتى هم به او ايراد ميكنند ميگويد شصت و پنجسالست كه همين طور غسل ميكنم و آن را هم عوض نميكنم ! بقيه كار زنها در حمام بارى پس از خاتمه كه براى بيرون آمدن از خزينه خارج ميشدند دستى به پيش و

--> ( 177 ) . يكى به بدبختى ميگفتند ، مثل اين كه فلانى به پيسى افتاده است ، و ديگر در معنى برص ، بيمارى لك و پيس .