جعفر شهرى باف
520
طهران قديم ( فارسى )
دودكش بخارى مىگرديد . همچنين در كف حمام از آن شطرنجى و مشبكوار ، زهها و مجراهاى ديگر به چپ و راست كه بازگشت به مجراى اصلى مينمود . اين زهكشى را خان « 111 » مىگفتند كه سالى يك مرتبه تخليه شده گاهى خاكستر آن به صدها بار الاغ ميرسيد . اثر اين خانها در گرم كردن كف و استخوانبندى حمام تا آن حد بود كه هنگام روشن بودن كوره در مسير آنها پا را تحمل حرارت نمىماند و رفت و آمد غيرممكن ميگرديد ، به همين نسبت ساير اماكن حمام را گرم كرده هواى آن را به اعتدال مىآورد . غير از تابيدن تون كار ديگرى نيز به عهده تونتاب بود كه در تابستانها قاطر حمامى را با ( جانخانى ) « 112 » برداشته از طويلهها و اصطبلها تهيه سوخت زمستان نمايد ، به اين ترتيب كه پس از حمل ، آنها را باد داده پا زده برجمانند بر روى هم انباشته اطراف آنها را از جنس همان پهن كه خيس كرده به صورت كاهگل درآورد ، كاهگلمالى كرده انبار نمايد و وظيفه ديگرش اين كه لنگهاى خيس را به پشت بام و يا محفظهء سوختدان ريسه « 113 » نموده خشك بكند و كار آخرش آنكه بعد از داغ شدن خزينه به آن اندازه كه دست را سوزن سوزن « 114 » كند و لجن « 115 » از آن بالا آمده حباب نمايد خزينه را دم « 116 » نمايد و كوره را مهر « 117 » بكند ،
--> ( 111 ) . شيارهاى داخل تفنگ را نيز خان مىگويند . ( 112 ) . ظرفى از جنس پشم به صورت جوال اما چندين برابر بزرگتر جهت حمل اشياء و محمولات سبك مانند كاه و پهن . ( 113 ) . لنگها را از گوشه بهم گره مىزدند براى خشك شدن به ديوارهاى كوچه و يا همانگونه به ديوارهاى پشت بام ميآويختند . ( 114 ) . علامت داغ شدن آب خزينه و نشانهء آن اين بود كه چون دست در آن فرو برند ، چنانچه دست خواب رفته است آن را سوزن سوزن كند . ( 115 ) . كثافات ته و داخل آب پس از گرم شدن حبابوار بالا مىآمد كه وسيلهء لنگ جمعآورى مىشد . ( 116 ) . در خزينه را پس از داغ شدن ، يعنى هنگام تعطيل كردن حمام و تابيدن ( افروختن ) وسيلهء دو سه لنگ روى هم مىافكندند مىپوشاندند و مانع خارج شدن بخار و نفوذ هواى سرد خارج به آن مىشدند . ( 117 ) . همچنان پس از اتمام كار تابيدن آجر نظامىاى را جلو كوره مىگذاشتند . و آتش آن را در او حفظ ميكردند كه اين را نيز مهر كردن مىگفتند .