جعفر شهرى باف
503
طهران قديم ( فارسى )
سرتراشى - ريشتراشى در حمام ديگر از كارهاى داخل حمام « گرمخانه » ريشتراشى و سرتراشى بود كه به وسيلهء دلاك و كارگر حمام انجام ميگرفت . به اين صورت كه مشترى پس از خيس دادن سر و تن ، قبل از كيسه و صابون آمادهء سرتراشى يا ريشتراشى و اصلاح ميگرديد و دلاك مطابق شأن و آبرو يا بيگانگى و بىاعتبارى او لنگ نو يا كهنهاى به زيرش گسترده بر روى آتش نشانيده موضع تراشيدنش را از سر يا ريش چپ و راست و بالا و پائين دست كشيده موى آن را نرم ساخته تيغ را كه به ميخ ديوار آويخته بود آورده به سنگ تيغ « 61 » كشيده تيز مينمود و به جاى چرم « 62 » چندين بار تا پيليسش « 63 » را گرفته باشد به صافى لنگ سمت ما تحتش مىكشيد « 64 » و مو را به
--> مطلبى را به راستى عنوان كنند صاحب فرزند مىشوند . بلقيس گفت : من با آنكه شوهرى مانند تو دارم كه از حسن و نيرو و مال مانندهاش نيست باز هر آينه چشمم به جوان خوشسيمائى مىافتد دلم به او ميل مىكند . سليمان گفت : من هم با همهء قدرت و نيرو و تسلط و توفق بر آدميان و جن و پرى و وحوش و بهائم و دارائى و گنج و مال عيانى و پنهانى عالم ، باز چون كسى به ملاقاتم مىآيد اول چشمم به دستهاى او مىباشد كه چه چيز برايم به ارمغان آورده است . چون چنين گفتند جبرئيل بشارت داد كه به صدق سخن گفتيد و حاجتشان روا خواهد بود و دستورى ميدهد كه عمل بكنند . ( 61 ) . سنگ تيغ - سنگسابى از معادن حدود خراسان ، رنگش سياه و به اندازههاى يك وجب و كمتر و زيادتر و به ضخامت يك انگشت و پهناى دو انگشت بود ؛ كبابىها و قصابىها هم از اين سنگ استفاده مىكردند ، ليكن سلمانىهاى دكاندار اسمدار سنگ تيغ خارجى دورو كه به آن سنگ رومى ميگفتند و از ايتاليا وارد ميشد كار ميكردند . يك روى اين سنگها سفيد و روى ديگرشان سياه بود كه از دو معدن مختلف فراهم شده بهم چسبانده شده بود و روى سفيد آن به كار تيغ مىآمد . ( 62 ) . بعد از تيز كردن تيغ سلمانىها آن را به چرم مىكشيدند . چرم دكاندارها به ديوار آويخته بود و از آن دورهگردها به كمر . تكه چرمى به قد نيم ذرع و كمتر و پهناى سه چهار انگشت از چرم دباغى شدهى گاو كه قبل از استفاده آن را با روغن و دنبه حال مىآوردند و نرم مىكردند كه دلاكها به جاى آن از لنگ و نرمى ران استفاده مىكردند . ( 63 ) . پليس يا پيليس و پيليسه با كسر « پ » دندانههاى ريز نامحسوسى كه در اثر كشيدن به سنگ يا استعمال در تيغ بوجود مىآمد و با مالش آن به روى چرم يا پارچه يا كف دست رفع شده تيغ نرم و خوش برش ميگرديد . ( 64 ) . طريقه گرفتن پليس تيغ چنين بود كه تيغ را به روى چرم مىخواباندند و از طرف پشت ، خلاف دم ، به جلو و عقب مىكشيدند . عين همين كار را هم با لنگ يا كف دست مىكردند .