جعفر شهرى باف

495

طهران قديم ( فارسى )

حنا بستن - خضاب كردن پس براى آنها كه به جهت نظافت و استحمام آمده بودند كار در گرمخانه ، خيساندن تن در خزينه و كشيدن كيسه و زدن ليف و صابون بود كه پس از اتمام ، از زير دست دلاك برخاسته لنگ خود را به هم آورده به پاى پلهء خزينه ميآمدند و دلاك يكى دو دولچه آب بر سرشان ريخته لنگشان را عوض ميكرد و راهى خزينه ميشدند و آنها كه حناى دست و پائى داشتند يا نوبت خضاب و رنگ و حناى سر و ريششان بود ، بعد از چرك‌گيرى و ليف دوم برايشان در كنارى لنگى گسترده به روى آن تعارف ميشدند و دلاك كه معمولا خاصهء خود مشترى بود رنگ و حنا يا حنايش را كه مشترى با خود آورده بود در كاسه‌اى خيسانده ، چنگ زده به سر و ريشش ميماليد « 44 » و پس از اكمال ، كاغذ خود حنا يا چند تكه كاغذ ديگر بر آن چسبانيده زير سرىاش را مرتب كرده او را كف حمام دراز مينمود و اين از آن جهت بود كه تا رنگ دادن حنا ، مشترى در استراحت بوده باشد . اين استراحت تقريبا دو ساعت طول ميكشيد ، سپس مشترى برخاسته به روى سكوى پاى خزينه يعنى همان سكوى صابون زدن نشسته دلاك آب ريخته حناهايش را شسته دست سوم ليف و صابونش را كه كسر گذاشته بود برايش تمام كرده مرخصش ميكرد . آنهائى هم كه دست و پا را حنا مىبستند باز دست آخر صابونشان براى بعد از حنايشان ميماند تا هم رنگش را شسته و هم آن را با خاصيت صابون به جلا بياورند « 45 » عده‌اى هم مستحب ميدانستند كه استعمال سدر « 46 » بكنند و آن نيز چنان

--> ( 44 ) . قاعده‌ى رنگ و حنا ماليدن بسر و ريش آن بود كه با سر انگشتان از بن مو شروع ميكردند تا به رو برسانند و كمترين مدت رنگ گرفتن مو از آن دو ساعت بود . خضابى عالىاى نيز به اين دستور بود كه در دو ساعت مو را سياه و محكم و براق ميكرد : آمله ، وسمه ، حنا و سماق ، كه سائيده‌هاى همه را در آب خيسانده ، به صورت خمير شل درآورده استعمال بكنند ، يا آب آن چنانچه ذيلا مىآيد به كار برند . آب سماق و آمله و وسمه و حنا * موى سپيد را به دو ساعت كند سيا ( 45 ) . از خاصيت صابون آشتيانى كه پيه و جنس مرغوب در آن به كار ميرفت آن بود كه رنگ خضاب و حنا را شفاف مينمود . ( 46 ) . سدر كوبيده برگ درختى كه استعمال آن را سنت و رافع با امراض جلدى و سبب استحكام عضلات ميدانستند .