جعفر شهرى باف
450
طهران قديم ( فارسى )
به اندازهء يك وجب كه مخصوص اين كار بود به ته كاغذ لول فرو برده با يك فشار توتون را به طرف گيرز رانده كاغذ لول را بيرون ميكشيدند و بعد از هر پانصد و هزار سيگار توتونهاى اضافى را كه از سر و ته كاغذ سيگار بيرون مانده بود با قيچى بريده سيگار آماده را در جاسيگارى كه جعبههاى چوبىئى شبيه جاسيگارىهاى شيشهاى سابق الذكر بود ريخته هر ظهر و شب شمرده تحويل استادكار ميدادند و او در بستههاى مختلف بستهبندى كرده مارك چسبانى و صورت بازار مينمود . اجرت اين عمل « كاركردى » و هزارى معلوم ميشد و مزد هر هزار سيگار به نسبت خوبى و بدى و مشتوكدارى و بىمشتوكى از چهار شاهى تا شش شاهى بود كه هر هزار خود آن هم از يك تومان تا پانزده قران به فروش ميرسيد و در خردهفروشى ده درصد به آن اضافه شده هر بيست سيگار پنج تا هفت شاهى تحويل مشترى ميگرديد . اواخر سيگارفروشهائى هم پيدا شده بودند كه سيگارها را دهتائى و بيستتائى كرده در كاغذهاى زرورق و طلائى و مانند آن بستهبندى كرده با چاپهائى مانند طوطى و مرغ و ميمون و گربه معرفى ميكردند و اين از آنجهت بود كه يكنفر روسى به نام ( يوسف اف ) از روسيه سيگارهاى گربهنشان وارد كرده مورد توجه قرار گرفته بود و هر كس به تقليد از او كاغذ بستههاى سيگار خود را شبيه او ساخته بود كه از آن جمله يكى كار وقاحت تقليد را به جائى رسانيد كه عين همان چاپ يوسف اف را گراور نموده بود ، مگر سر دم گربهاش كه خلاف گربه يوسفاف به طرف پائين آمده بود و كار به شكايت كارخانه و ادعاى خسارت رسيده دعوا به عدليه و وكيلكشى ميرسد و تنها بالا و پائين دم گربهها بوده كه وسيله نجات مدعى عليه مىشود . كاغذ سيگارهائى هم مانند دفترچه بنام « گيرز » در بستههاى صد برگى به قيمت دستهاى يكشاهى در دسترس بود كه مردم محتاط كه مىخواستند سيگار مطمئن مصرف كنند از آن استفاده كرده خود سيگار مىپيچيدند . سيگارى شبيه كلهقند با سر شيپورى و ته باريك كه بر سر چوب سيگار مىزدند ، با اين خواص كه هم ارزانتر تمام مىشد و هم تر و خشك و سفت و شل آن با سليقهء كشنده