جعفر شهرى باف
446
طهران قديم ( فارسى )
تحريم تنباكو در تحريم تنباكوى زمان ناصر الدينشاه و لغو قرارداد آن با كمپانى انگليسى روايات فراوانى در افواه بود ، از جمله اين كه چون ناصر الدينشاه از هر طرف تحت فشار ابطال آن قرار گرفته ، خود نيز آن را مضر تشخيص مىدهد و از طرفى هم در نكوهش مردم آبروى پادشاهى خود در خطر مىبيند و راهها را از هر سو بجانب خود مسدود مينگرد ، دربارهاش با دامادش امام جمعه خلوت مينمايد و طول نميكشد كه خبر تلگرافى از قول ميرزاى شيرازى از عراق در تحريم آن در مضمون ( از اين تاريخ استعمال تنباكو در حكم مبارزه با امام زمان مىباشد ) شايع مىشود ، و سر و صداها و غوغا ، بلواها به راه افتاده مردم شورش كرده در حدى كه عدهاى هجوم به ارك سلطنتى برده به درخواست لغوش نردبانها گذارده از در و ديوارهاى ارك براى به زير كشيدن شاه از تخت بالا رفته ، در واقعهاش نزديك به چهل نفر و به گفتهء بعضى زيادتر از آن كشته ميشوند و نتيجه اين كه چون قراردادش جنبهء مخالف مردم يعنى ( ملت ) پيدا مىكند ، با پرداخت خسارت باطل مىشود . اما نكتهء باريك آن اين كه بعد از ملاقات امام جمعه و شاه كه محتواى مذاكراتشان معلوم نشد امام جمعه نزد ميرزاى آشتيانى رفته ، بعد از آن خبر تلگراف ميرسد و بلافاصله دستههائى از طرفداران سه پيشواى فوق الذكر مانند امام جمعه و حاج ملا على و ميرزاى آشتيانى به راه افتاده پيش قدم شورش ميشوند ، در اين نتيجه كه ميگفتند در اصل ميرزاى شيرازى از تلگراف و وقوع اتفاقات پس از آن بىاطلاع و در مخالفت به آن در امر انجام شده قرار مىگيرد ، چنانچه رفع حرمت آن از طرف علماى مركز صورت ميگيرد . اما جداى از همه و اين كه چگونه و به چه صورت قرارداد لغو مىشود ، اين امر غير قابل انكار كه وسيلهء علما و مراجع مذهبى اين كار صورت ميپذيرد ، و بينش شاه بر اهميت و كارسازى علما و قبولى مردم از پيشوايان مذهبى و اين كه تا چه حد به ايشان احترام ميگذارده ايشان حرفشنوى و پيروى و اطاعت داشتهاند ، در اين شاهد كه با يك تلگراف مجعول يا درست ، و جواب استفتاء كسى كه ( من از استعمال توتون و تنباكو خوددارى ميكنم ) اهالى قليانها را