جعفر شهرى باف

428

طهران قديم ( فارسى )

رويهء كفش را كه از پستايىساز « 21 » مىآمد با گاز قالب‌كش « 22 » به روى قالب كشيده با ميخ استوار مىنمود و جلو دست بخيه‌كش مىگذارد و بخيه‌كش ، كسى كه دوخت و دوز آن را انجام مىداد و جلو پادو مىنهاد و پادو بچه‌ى كم سن و سالى بود كه ته كفش را كاغذ و مقوا چسبانده فاصلهء بين مغزى و كف را با كاغذ و سريش و مقوا پر مىنمود و به پيشكار برمىگرداند و پيشكار زيره را بر روى آن با ميخ سوار كرده با ( گزن ) « 23 » جاى بخيهء آن را ( ليويس ) « 24 » داده به بخيه‌كش مىداد « 25 » و بخيه‌كش آن را به مغزى دوخته جلو پادو مىنهاد و پادو جا بخيه‌ها را سريش زده به بخيه‌كش برمىگرداند و بخيه‌كش ميخ‌هائى را كه پيشكار براى ( وا ) داشتن به زيره كوبيده بود كشيده لب ليويس آن را كه سريش خورده بود خوابانده مشته‌كارى نموده جلو دست پيشكار مىگذارد و پيشكار پاشنه آن را سوار كرده دور زيره و پاشنه آن را بريده به بخيه‌كش مىداد و بخيه‌كش دور آن را موم داغ كرده به پادو مىسپرد و پادو لنگ كشيده پرداخت و تميز نموده جلو پيشكار مىنهاد و پيشكار آن را از قالب بيرون آورده تركيب داده نواقصش را گرفته كنار مىگذارد و پادو همه را دور سبد چيده اگر حجره « 26 » خارج از دكان بود بدكان مىرساند . يك سرى كار اين چنينى را كه بين ده تا دوازده جفت بود يك پستايى مىگفتند كه محصول كار سه نفر در يك روز مىآمد و بهترين و منظم‌ترين كارگاهها آن بود كه بتواند در هفته شش يا لا اقل پنج پستايى كار تحويل بدهد و دكانى اسمى و برو ( پر فروش ) كه چند و چندين دسته از اين سرى افراد برايش كار بكنند .

--> ( 21 ) . سازنده رويهء كفش . ( 22 ) . ابزارى مانند آچار كلاغى با دو لب آج‌دار و دسته‌اى بلند از فولاد . ( 23 ) . تسمهء فولادى يا فنر كه دمش را تيز كرده دسته‌اش را تا مشت را آزار ندهد كهنه مىپيچيدند . ( 24 ) . جاى بخيه درآوردن ، دور زيره را با گزن شيار درمىآورده بخيه را در آن جا مىدادند و لبه آن را روى بخيه مىخواباندند . ( 25 ) . زيره‌ها بايد قبلا بوسيلهء ( مشته ) « آهنى با تهى پهن شبيه ته دست هاون برنجى و سرى مخروطى جاى دست‌دار براى كوبيدن چرم » و ( دمى ) « آهنى مانند ته اطو كه از اطو كهنه‌ها بدست ميآمد » كوبيده بهم فشرده شده روى هم جفت شوند و اين كار نيز از وظايف پادو به شمار مىآمد . ( 26 ) . كارگاه ، محلى خارج از دكان .