جعفر شهرى باف

420

طهران قديم ( فارسى )

بازار ارسىدوزها اين بازار كه از نامش مشاغل كسبه آن معلوم مىشد راسته بازارى بود از سبزه‌ميدان تا سه راه خياطها كه آخرش به كوچهء كميسرى بازار مىرسيد ، با دكانهاى كرسىدار « تمام دهنه » و درهاى كشويى شاه‌تخته‌اى كه كفش سكنهء پايتخت و حومه و اطراف از آن تأمين مىگرديد . با آمدن ( شاه‌تخته ) تداعى به مطالب يكى از منبرىها بنام شيخ احمد اردستانى شد كه ذكرش روشنگر گوشه‌اى از مقدمات سرنگونى سلطنت احمد شاه ميآيد . در سفر آخرى كه احمد شاه بفرنگ رفت ، يا فرستاده شد و ديگر باز نگشت با شروع زمزمه‌هايى مقدماتى از هر طرف غوغايى جهت برانداختن سلسلهء قاجار برخاست كه حرف آن از جمهوريت و حكومت مردم بر مردم شروع شده ، صحبت آن ورد زبانها گرديده ، گروه‌هائى نيز بطرفدارى سلطنت برخاسته هر يك دسته‌جات و احزابى به راه انداخته . به تشكيل انجمنى پرداختند و تابلوهايى نوشته بر سر درها چسباندند از اين قرار : انجمن اخوت ، انجمن تهرانيها ، انجمن دمكرات ، حزب اعتدال ، انجمن برادران ، حزب خلق ، انجمن اسلام ، حزب انقلاب ، انجمن آذربايجان ، حزب نجات ، حزب پيمان ، حزب وطن ، انجمن همدانيها ، انجمن جنوب و الى آخر . . . تا آنجا كه از هر ده پانزده خانه يكى نام انجمن به خود گرفت . قسمتى از اين احزاب را جوانان و متجددين و درس‌خوانده‌ها و اصلاح‌طلبان و انقلابيون و چپىها و كارگران با شعارهايى مثل ( كارگر رنجبر ،