جعفر شهرى باف
37
طهران قديم ( فارسى )
لولههاى باروت درست مىشد و فشفشه « 74 » و ترقه و خمپاره « 75 » كه به آن « قمباره » مىگفتند و كوزه « 76 » و ترقه و پاچهخيزك يا پاچهخزك « 77 » و امثال آن كه اوقات بىمصرف كاركنان آن را مشغول مينمود . خيابان ناصريه دوم خيابان ناصريه يا خيابان ناصر خسرو فعلى كه از ميدان توپخانه شروع شده به ميدان شمس العماره و از آنجا با يك منحنى كه عرض آن نيز نصف ميگرديد به سه راه مسجد شاه و اول خيابان جباخانه مىرسيد . اين خيابان از بانى و محدث خود ناصر الدينشاه اسم گرفته بود و در ابتدا اشجارى نيز در آن نشانيده نهرهايى در دو طرف آن جارى ساخته بودند كه كم كم در اثر تردد كمتر شاه و بزرگان از آن درختانش مورد دستبرد مردم و سپورها « 78 » واقع شده جز كم و بيشى از آنها باقى نمانده بود مگر چند درختى كه مقابل دكاكين كسبهى گردن كلفت قرار گرفته سپورها جرئت بريدنشان نميكردند . مدرسه دار الفنون سمت غرب اوايل خيابان ناصريه مدرسه دار الفنون از تأسيسات ميرزا تقى خان امير كبير قرار داشت كه انواع علوم جديده و قديمه از طب و حقوق و زبان و
--> ( 74 ) . لولههاى مجوفى از مقوا با دستهاى از گجن ( نوعى نى كه از آن حصيرهاى جلو پنجره ميسازند ) كه پر از باروت كرده با آتش زدن آن تا مدتى از دهانهاش آبپاش مانند جرقههاى آتش بيرون ميآمد . ( 75 ) . گلولهاى از باروت كه از لولهاى مانند لوله توپ رها مىكردند و در آسمان اجتماعى از ستارگان آتشين بوجود مىآورد . ( 76 ) . كوزهاى سفالين كه در زمين مىنشانيدند و از آن جرقههاى آتش مىجهيد . ( 77 ) . شبيه فشفشه كه پس از آتش زدن سرگردان بر روى زمين به اين سو و آن سو مىپريد و گاهى در پاچههاى مردم مىخزيد . ( 78 ) . هيزم مورد حاجت سپورها بيشتر از درختان خيابانها تأمين مىگرديد .