جعفر شهرى باف

374

طهران قديم ( فارسى )

مشكىى دهانه زرىدوزى شدهء سيخ چپق طلادار كه دهانه‌ى الاغهايشان را تنگ كشيده ، حاشيهء خيابان را بالا و پايين مىكنند ، ديده لذت ببرد يا از روى آنها الگو بردارد ، همچنين اگر هوس تماشاى بهترين يابو تاتوى « 15 » پر يال و دم خوش‌رفتار را مينمود كه صداى منظم قدمهاى كوتاه آنها مانند صداى رنگ ريز ضرب ضربگير ماهر به گوش مىرسيد با يالهاى شانه زده و بافتهء آنها كه مانند چل‌گيس « 16 » زنان آرايش كرده از دو طرف گردنشان آويخته بود ، و دمهاى بلند افشان گل و منگوله زده و زين و برگهاى مسترى « 17 » و دهانه ركابهاى امين الدوله‌اى « 18 » همراه سواركاران فكلى و بچه اعيانهاى خوش لباس كه شقّ و رق با سبيلهاى تابيده و كلاههاى پوستى و مقوايىى بالاى ابرو و يك ور گذارده ، و سرداريهاى مخمل آبى و ماهوت سرمه‌اى را مينمود بايد راه خيابان اميريه را در پيش بگيرد ؛ بعلاوهء ديدن عرق‌خورهاى اهل حالى كه بطرى بغلىهاى پهن جيب بغلشان را در استكان نقره‌هاى درپيچ « 19 » آنها ، عصرها در كنار جوبهاى اين خيابان خالى مىكردند . تا مطلب خر و خرسوارى و يابو و يابوسوارى را تمام كنيم بايد متذكر شوم كه پسربازها و نرينه‌بازها را خرسوارها تشكيل مىدادند و يابوسوارها به زن‌بازى و خانم‌بازى معرفى شده بودند ، بطورى كه اين عناوين از مشخصات اين دو گروه

--> ( 15 ) . حيوانى بين اسب و الاغ با اندامى كوتاه و موى زياد ، با قدمهاى تند و ريز كوتاه . ( 16 ) . يكى از انواع گيس زنان كه چهل رشته بافته اطراف گردن و روى شانه‌هايشان مىريخت . ( 17 ) . زينتهاى كوچك فرنگى ساز قرپوزدار . قرپوز يا قربوس برآمدگىاى مانند دستگيره جلو زين است ، قاچ زين هم گفته‌اند : برداشت اسمش از مسترهاى انگليسى كه زين‌هاى مخصوص ظريفى به پشت اسبهايشان بود . قربون سوراخ دودكشت * قاچ زينو بگير اسب‌دوونى پيشكشت ( 18 ) . دهانه‌هاى مهاردار و ركابهاق چرخك‌دار جهت قلقلك دادن اسب . ( 19 ) . شيشه‌هاى پهن كه يك طرف آن نيمه فشرده ساخته شده بود كه عرقخورها در جيب بغل مىگذاشتند ؛ اكثرا ، داراى درى استكان مانند بود كه به سر شيشه پيچ مىشد و كار استكان مىكرد .