جعفر شهرى باف
348
طهران قديم ( فارسى )
بعضى مبتلايان كه سر و ريش و موهاى مژه و ابروانشان را نيز فرا مىگرفت ؛ عارضهاى كه بيشتر به نوبالغان و آنان كه پس از جماع در شستن خويش و غسل و استحمام اهمال مىورزيدند رو مىآورد . تنها چارهاش ، هر آينه به بالاى بدن مانند چشم و ابرو سرايت نكرده بود آنكه واجبى بگذارند و جهت سر و ابرو و مژه و ريش و سبيل نوشادر به كار برند كه در سركه حل كرده بطورى كه به مجراى بينى و چشم و دهان نرسد به ملايمت به بن موها برسانند . باغشاه در اين زمان يعنى دورهى انقراض حكومت قاجاريه ، باغشاه از صورت استراحتگاه ناصرى و نسق « 69 » خانه و قتلگاه محمد عليشاهى بيرون آمده سربازخانه شده ، عمارات خوابگاه و حوضخانه و كلاه فرنگى آن كه روزى آمادهترين محلهاى عيش و نوش شاه شهيد ! محسوب شده ، بزرگان و انديشمندان درگاه ، تا نود و سه نوع همبسترى براى جهان مطاع ابداع و اختراع و به آزمايششان مىگذاردند ، و در حوضخانهى آن تا رغبت فروخفتهى او را بيدار كنند . دهها سيمتن به صورت ، عريان مادرزاد در استخر آن سر به عقب هم گذارده بازى و شنا مىكردند تا اثر حب مرواريد « 70 » را صد چندان ميساختهاند ، مبدل به دفتر ستاد شده ، اتاقهاى شكنجهء محمد عليشاهى دربارهء مشروطهخواهان و مخالفان از كند و زنجير و داغ و درفش « 71 » و طناب انداختن « 72 » و سر بريدن ، استراحتگاه نظاميان گرديده ، زيرزمينهاى محبس و تاريكخانههاى پر مار و عقربهاى زندانيان آن ، انبار اسلحه و مهمات شده ، برج كبوترخان آن كه
--> ( 69 ) . ترتيب و نظم ، آزار و شكنجه . ( 70 ) . حبى كه از مرواريد نسفته براى ناصر الدينشاه مىساختهاند كه مىگفتند هر حب آن تا هفتصد تومان خرج برمىداشته است و چنان تأثيرى مىبخشيده كه همخوابگى با پنجاه زن را امكانپذير مىساخته است ، مىگفتند يكى از آنها را قاطرچىباشى اندرون يافته مىخورد و چون بيابان بوده و دسترسى به همسر نداشته است آنقدر با قاطرها در ميسپوزد تا پوست آلتش رفته ، از پا درآمده تلف مىشود . ( 71 ) . آهن تفته و درفش سرخ كرده بر بدن گذاردن و فرو بردن ، منظور است . ( 72 ) . دو طناب را حلقه كرده از دو سو به گردن محكوم به مرگ انداخته مىكشيدند .