جعفر شهرى باف
30
طهران قديم ( فارسى )
كفندزد اولى ) از همين مأخذ باشد كه كفندزد اول فقط كفن مرده را ميبرد در حالى كه دومى علاوه بر كفن به خود مرده هم تجاوز و سومى كه هم به بعضىشان تجاوز و هم البسهشان برده هم غارتشان ميكرد ! اواخر ، يعنى در اوايل حكومت پهلوى كه در شهر نظم و نسقى برقرار شده دزدان و راهزنان و « سوزمانىها » « 43 » و ديگران از خندقها رانده شدهاند ، خندقها روزها محل بازى اطفال و دوچرخهسوارى نوجوانان و در شبها جاى عيش و نوش و بادهگسارى جوجهمشدىها و در نور مهتاب مكان تمرينساز و كمانچهى تازه آوازخوانها و مطربهاى مبتدى گرديده بود تا آنكه خندقها انباشته و دروازهها خراب و چهار خيابان شهباز و شاهرضا و سى مترى و شوش در محل آنها احداث گرديدند كه اگر به بعضى از اقدامات و كارهاى آن دوران صحه گذاشته شود گناه محو آثار باستانى شهر منجمله تخريب دروازهها كه دسته گلهايى از زيبايى بشمار مىآمدند قابل بخشش نمىباشد . « 44 » خيابانها و اماكن آنها شايد در اين زمان كلا خيابانهاى تهران از پانزده بيست خيابان اصلى و فرعى تجاوز نمىنمود كه عبارت بودند از : خيابان ناصريه - خيابان چراغ گاز - خيابان جباخانه « 45 » - خيابان گارماشين « 46 » - خيابان اسماعيل بزاز « 47 » - خيابان لالهزار - خيابان لختى « 48 » - خيابان
--> ( 43 ) . كولىهاى خودفروش و قحبههاى ارزان قيمت . ( 44 ) . از تخريب دروازهها مدركى هم بدست متلكگوها افتاد كه بهر كس مىخواستند طعنهء شهرستانى بودن و دهاتى بودن بزنند مىگفتند فلان بفلانش كه دروازهها را خراب كرد تا شما فلان فلان شدهها بتهران آمديد . ( 45 ) . خيابان از سه راه مسجد شاه تا چهار راه گلوبندك . ( 46 ) . خيابان رى . ( 47 ) . خيابان مولوى شرقى از چهارراه مولوى تا ميدان شاه با پيچ و خمها و عرضهاى مختلف بين هشت تا دوازده ذرع - مثل ساير خيابانهاى فرعى . ( 48 ) . خيابان سعدى كه خيابان شيخ هم ناميده مىشد و از اين نظر كه شايد در سراسر بيست و چهار ساعت بيش از تعداد انگشتان دو دست عابر از آن عبور نمىكرد و حتى در روز روشن در آنجا آدم لخت مىكردند بنام لختى مشهور شده بود .