جعفر شهرى باف

335

طهران قديم ( فارسى )

مزاحمين قطار وضع اين قطار نيز در طول راه بهتر از واگن نبود كه از هنگام حركت ، يعنى از وقتى كه از دروازهء ماشين دودى « 43 » خارج مىگرديد ، جماعات كثير از بچه و بزرگى بودند كه به دنبال آن دويده ، از در و پنجره و بدنهء اتاقهايش بالا رفته به آن مىآويختند ؛ تا به دوراهى مىرسيد كه يا ادامه داده باز به آن مىچسبيدند ، يا به قطارى كه از طرف شاه عبد العظيم مىآمد ، بند شده برمىگشتند . البته ، در هر قطار يكى دو مأمور امنيه « 44 » و آژان « 45 » براى رفع مزاحمت آنان گمارده شده پست مىدادند اما كجا يكى دو پاسبان برابرى با چند صد لش و لات مىتوانست داشته باشد ! كه از هر طرف ردشان كرده از طرف ديگر حمله‌ور مىشدند . و همچنين اگر امنيه‌ها و آژانها از خود كشيك و ديده‌بان مىگماردند ، آنها نيز غافل نبوده چند تن از خود را به مواظبت آنان مىگذاشتند در اين علم و اطلاع كه آژانها يا امنيه‌ها در كدام قسمت از قطار و در كدام واگن مىباشند تا آنها به قسمت ديگر و واگنهاى ديگر نقل مكان بكنند و اى كاش كه كار به همين بالا پايين پريدن‌ها خاتمه يافته دست به ناهنجاريهاى ديگر نمىزدند ! كه چندانكه كنترل بليت از واگنى به عمل آمده ، راحتى خيالشان فراهم مىگرديد در آن ريخته داخل جمعيت شده در زمرهء بليت‌دارها محسوب مىشدند و از اين هنگام بود كه شرارتها و مزاحمتها و بىادبيهاى غير قابل توصيفشان شروع مىگرديد ! بر لبه‌هاى واگنها نشسته پاها را از خارج به طرف مردم و از داخل به سر و روى مسافران كوبيده ميجنباندند . از صندليها بالا رفته از دو طرف دستهاى هم را گرفته ( اره‌كش ، من بكش ، تو بكش ) « 46 » بازى مىكردند . عقب هم كرده لاى پاى مردم ، مخصوصا به زير چادر و پاى زنان ( گرگم به هوا ) « 47 » و ( قايم باشك ) « 48 » مىكردند . بر

--> ( 43 ) . دروازهء سيزدهم كه در شرح دروازه‌ها ذكرش گذشت . ( 44 ) . ژاندارم . ( 45 ) . پاسبان . ( 46 ) . نوعى بازى كه دو نفر مقابل هم بنشينند و دستهاى هم را گرفته و هر يك ديگرى را به طرف خود بكشد . ( 47 ) . از ميان چند نفر ، يكى گرگ انتخاب مىشود و دنبال بقيه مىكند و هر كس كه گرفتار شود ، گرگ مىشود . ( 48 ) . چشم يكى را مىگيرند و يكى يا هر چند تن ديگر كه داخل بازى باشند در گوشه و كنار ، قايم مىشوند و آنگاه چشم وى را باز كرده براى پيدا كردن آنها رهايش مىكنند .