جعفر شهرى باف
333
طهران قديم ( فارسى )
مردان و دو ايوان در جلو و عقبش براى مسافران ايستاده همراه چند ميلهء آهن كه سقف آن را نگاهداشته بود . نيمكتهاى آن همانند نيمكتهاى واگن اسبى چوبى ، شبيه نيمكتهاى بيمارستانها با تختههايى از هم گشوده در سه نفر ظرفيت كه چهار از اين نيمكتها دو به دو مقابل هم قرار گرفته راهروى از وسطشان گذشته تشكيل كوپهاى مىداد و جلو و عقب هر يك از اينها دسته ترمزى « 41 » براى خود اتاق « 42 » كه جهت حفظ از مزاحمت مسافران فضول غالبا به ميلهء لبهء اتاق قفل شده بود . داخل اتاقها قهوهاى و بيرون آنها رنگ سبز شده بود و شايد هم اختيار رنگ سبز از جهت سياست كسبى كمپانى كه علاقهء ايرانيان را به رنگ سبز تشخيص داده بوده كه خاص سادات مىباشد و اين ماشين نيز در راه زيارتگاهى از سادات به كار مىپرداخته است . در هر كدام از واگنهاى آن نيز مانند واگن اسبى باز چراغهايى نصب شده بود كه يك روى چراغها ، اتاق ( كوپه ) زنانه و يك طرفش قسمت مردانه را روشن مىنمود . چراغهايى كه در فانوسهائى جاسازى شده از لامپاهاى نفتسوز نمره ده روشنايى گرفته با شيشه و در و بست و بند حفظ شده بود . خط اين قطار از خط واگن عريضتر و از ريل آهن دولتى كه بعدها به ايران آمد باريكتر و تنها يك دوراهى ميان راه نزديك دولت آباد داشت كه فقط روزهاى شلوغى كه از دو طرف قطار حركت مىنمود ، مورد استفاده قرار مىگرفت ، ظرفيت هر واگن آن چهل نفر نشسته بود كه در تعطيلىها در آن تا صد مسافر و زيادتر حمل مىشدند و در هر رفت و برگشت كه با چهارده اطاق حركت مىكرد بيش از هزار و پانصد مسافر را جابجا مىنمود .
--> ( 41 ) . ميلهء آهنى عمودى شبيه هندل اتوموبيل كه انتهاى آن را با گرداندن زنجيرى به دور خود پيچانده كفشكهاى ترمز را به چرخ چسبانده آن را متوقف مىكردند . ( 42 ) . در روزهاى خلوت كارگران گارماشين كه از شهر به شاه عبد العظيم مىرفتند چون جاده سرازير بود يا يكى دو واگن بىآتشخانه راهى مىشدند كه ترمز آن به كارشان مىآمد . گاهى هم تعدادى مسافر با خود حمل مىكردند . واگنهاى جمع شده را با لكوموتيف عازم به شهر عودت مىداد ، يا آتشخانهاى كه آخر هفته براى شب جمعه رفته بود ، روز جمعه به شهر مىآورد .