جعفر شهرى باف

331

طهران قديم ( فارسى )

برق را طى كرده خيابان رى را گذشته با پشت سر نهادن هفت دو راهى به گارماشين ( ايستگاه ماشين دودى ) مىرسيد . « 39 » سوم : خط باغشاه كه از بازار حركت كرده بعد از شش دو راهى به دروازهء باغشاه ( مقابل مجلس سناى فعلى ) مىرسيد . چهارم : خط دروازه قزوين كه از ميدان توپخانه حركت كرده پس از گذشتن از چهارراه حسن آباد ، سرازير شده به ميدان شاهپور ( دروازه قزوين ) مىرسيد . خط ديگرى هم قبلا از گارماشين به طرف خيابان اسماعيل بزاز به پاقاپق ( ميدان اعدام ) مىرفته كه چون از زير بازارچهء زعفران باجى مىگذشته و صاحب بازارچه منتسب به دربار و سردستهء مطربهاى زنانهء آن بوده است و بيم آن ميداده كه بازارچه‌اش را لرزانده خراب بكند ، لشوش را وادار به مزاحمت آن نموده با سنگ زير چرخ گذاشتن و خارج ساختنشان از خط و جلو راه اسبهايشان چاله كندن ، عبور و مرورش قطع مىكنند كه ناچار كمپانى هم خط آن را جمع مىكند . گويا عمر اين وسيله هم با عمر سلطنت قاجاريه به آخر رسيده بود كه با به روى كار آمدن سلسلهء جديد هر روز براى آن اشكالى تراشيده هر شب خطى از آن را برچيده كنار مىگذاشتند تا به تعطيل قطعى انجاميد كه اولين آنها خط لاله‌زار و بعد از آن خط خيابان شاهپور و پس از آن خط باغشاه و در آخر خط خيابان شاه عبد العظيم بود و سريع الانهدام‌تر از همه خط باغشاه ، كه در يك نيمه شب تا صبح تمامى آن برچيده شد و چنين در دهانها انداختند كه رضا شاه نيم شب از خيابان باغشاه مىگذشته چرخ اتومبيلش در گودافتادگى كنار خطهاى دوراهى جلو مريضخانهء دولتى افتاده دچار لغزش مىشود و همان ساعت به كريم آقا خان رئيس بلديه تلفن زده دستور برچيدن خط را مىدهد كه شبانه سپورها ريخته يكسره خط را از باغشاه تا توپخانه با تراورس‌هايش برداشته كنار پياده‌رو

--> ( 39 ) . گاهى كه در خطى به مناسبتى مانند عيد و عزا مسافر زياد مىشد كه مردم به بيابان و صحرا يا حضرت عبد العظيم مىرفتند ؛ در سه واگن پشت سر هم حركت مىكردند كه حركت واگن جلوى آنها منوط به رسيدن واگن عقبى به دوراهى بود و در اين مورد جمله‌اى باب شده بود كه مىگفتند « خبر با واگن عقبى » و نيز در طفره رفتن و زير در روى از قول و وعده به كار مىرفت .