جعفر شهرى باف
329
طهران قديم ( فارسى )
كه به قول معروف از بىالاغى سوار چينه مىشدند و بهترين بازى اطفالشان سوارى اسبهاى چوبى مانند تركه و نى و دسته جارو و امثال آن بود واضح است چه لذتى مىتوانست داشته باشد ، مخصوصا براى بچهها ايستادن پهلوى واگنچى و تماشاى اسبهاى قوى واگن ! كه چگونه در حركت دادن آن به خود فشار آورده پاها را كوتاه برداشته سرها را جهت جمع كردن نيرو تا سر زانوها پايين مىآوردند و انديشهء اين كه دو سر اسب كه درشكهء به آن كم وزنى را در سربالايى خيابان به زحمت مىبرند چگونه خروارها وزن ، واگن و مسافر را از جا كنده حركت مىدهند ! ديگر براى زنها كه در اتاقك زيباى آن نشسته مىتوانستند هر يك دو سير تخمه را تا رسيدن به مقصد چرك چرك كرده با يكديگر حرف بزنند ! و تا بحث شيرينى اين سوارى را تكميل كرده باشم يكى از پير شاهزادهها كه خانهاش در بازارچهء كربلايى عباسعلى ، پايين چهارراه حسن آباد « 37 » و محل كارش پستخانه « * » بود شاهد مىآورم كه براى سوارى واگن مسير خانهاش را تا آخر خط آن كه ميدان دروازه قزوين ( ميدان شاهپور ) « 38 » بود پياده مىپيمود كه از آنجا يعنى آخر خط سوار شده تمام طول راه آن را سوارى خورده باشد ! و تا مسيرهاى آن را هم ناگفته نگذارم بايد بگويم تقريبا تمام خطوط آن به بازار يعنى آخر خيابان جباخانه ختم مىگرديد كه با صورت فعلى شهر ، بايد بعد از سبزهميدان مقابل ميدان ارك را در نظر آوريم ، و خطوط آن كه به اين قرار معلوم شده بود : اول : خط بازار كه تا آخر خيابان لالهزار نزديك خيابان رفاهى رفت و آمد مىنمود و مسافران آن را مخصوصا در عصرها پسر حاجيها و فكلىمآبها و خانمهاى پيچه چهار انگشتى ( مكش مرگ ما ) و خانمبازها تشكيل مىدادند . دوم : خط خيابان شاه عبد العظيم كه از بازار به راه افتاده ناصريه و چراغ
--> ( 37 ) . بازارچهاى در غرب خيابان شاهپور يا خيابان حسن آباد پائين چهار راه حسن آباد يا ميدان هشت گنبد . * . ساختمانى قديمى در ضلع جنوبى ميدان توپخانه ، جاى تلگرافخانه فعلى . ( 38 ) . نام قبلى آن تا پيش از اسم برگردانىهاى زمان رضا شاه ميدان دروازه قزوين بود ، از آنكه دروازهء قزوين اولين كه با ديگر دروازهها در عهد شاه اسماعيل صفوى ساخته شده بود در آنجا بود و با تعريض شهر و عقب بردن دروازهها در عهد ناصر الدينشاه دروازه قزوين در غرب ميدان قزوين فعلى يا ميدان چهار مجسمهء زمان رضا شاه ساخته شد .