جعفر شهرى باف

314

طهران قديم ( فارسى )

نوعِ بشر سرا - ناله سر كن . تصنيف ( در ملك ايران ) به اين مضمون : در ملك ايران ، وين مهد شيران ، * تا چند و تا - كى ، افتان و خيزان داد از جهالت ، خدا ، كه قدر خود ندانيم ، * در زندگانى چرا ، شبيه مردگانيم - تصنيف ( هزار دستان ) : هزا - ر دستان به چمن ، دوباره آمد به سخن ، * كه اى خسته از ر - نج دِى ، ببين شور و غوغاى من - تصنيف ( امان از اين دل ) كه در تعريف ( كنسرت قمر ) آورده شد . تصنيف ( عروس گل ) به اين فحوا : عروسِ گل از با - دِ صبا * ، شده در چمن چهره‌گشا ، الا اى صنم بهر خدا * - ز پيچه زدن حذر كن ؛ ديده كسى هرگز * ، بُوَد حور و پرى در حجاب ؟ ديده كسى هرگز * ، بُوَد شمس و قمر در نقاب ؟ الا اى صنم بهر خدا * ز پيچه زدن حذر كن . كه تصانيف نخست از آن قبل از كشف حجاب و در بيدارى و خودشناساندن مردم و تهييج به جنبش و كوشش و وطنخواهى و عروس گل در مقدمه‌ى كشف حجاب مىباشد . با بسيارى ديگر با مضامين مختلف كه بعضى را خوانندگان ضعيفى مثل ملوك ضرابى دست تطاول گشوده با ، بازخوانى و افزودن نيم و خطى آواز صفحه از آن پر كرده بنام خود به بازار فرستادند ، با اين تفاوت ، با تقليدچيان امروز كه آنها ميتوانستند لا اقل شبيه خود او از كار درآورده ، امروزىها خود و آنها را خراب و با خواندنشان بعضى سند بىهويتى خود امضاء ميكنند . زنى نابغهء زمان و نادره‌ى دوران كه به جرئت ميتوان گفت : ( صبر بسيار ببايد پدر پير فلك را * تا دگر مادر گيتى چو تو فرزند بزايد ) يعنى مانند قمر كه اگر او نبود موسيقى و آواز اصيل ايرانى از ميان رفته ، چه موسيقى كامل ملى در اختيار تعزيه‌خوانان قرار داشت و با جلوگيرى حكومت وقت از كار تعزيه‌خوانان كه خود نيز با كارشان بمرور از ميان ميرفتند آن نيز به نابودى ميگرائيد و در اين صورت است كه ميتوان او را جداى از امر « حرمت نغمه‌سرايى زن ، كه به اهل فتاوى و خالق او مربوط مىشود » احياكننده‌ى موسيقى