جعفر شهرى باف

291

طهران قديم ( فارسى )

در آن احداث گرديده بود تا بعدها كه در آن ساختمانهاى پستخانه و شركت نفت و موزهء ايران باستان « 4 » بوجود آمده از حالت معبر خصوصى كه تا قبل از اين فقط شاه و درباريان از آن عبور مىكردند بيرون آمده چهرهء خيابان و گذرگاه عمومى به خود گرفت . از خلوتى و پرت‌افتادگى اين خيابان همين بس كه در شب ، عبور و مرور از آن غير ممكن مىآمد تا آنجا كه رجال سرشناس مانند فرمانفرما كه منزلش در انتهاى همين خيابان بود با همه نوكر و قراول « 5 » و يساول « 6 » جرأت تردد از آن نمينمود ، چه چندين بار گرفتار سگها و ضمنا آدم لخت‌كنهاى خيابان كه از قزاقها « 7 » و لشوش سنگلج بودند و سر و روى خود را مىپوشيدند گرديده جيب و بغل و كفش و كلاه و يراق « 8 » و جهاز « 9 » اسب و يدك « 10 » خود و نوكرانش به يغما رفته بود . ميدان مشق از ابتداى شمالى خيابان باغشاه ( خيابان سپه ) از طرف ميدان توپخانه ( ميدان سپه ) تا خيابان قوام السلطنه سر در و ديوار ميدان مشق بود كه سربازخانهء مركزى

--> ناميده شد و بعدها به بيمارستان سينا يا قصابخانه موسوم گرديد . ( 4 ) . غرض اولين موزه‌اى است كه در قسمتى از ديوار انبار قورخانه ، مقابل ساختمان بانك سپه مركزى بوجود آمد ، اين موزه چند سالى نپاييد كه بناى جديد آن در ضلع جنوب غربى ميدان مشق ساخته شده به آنجا منتقل گرديد كه هنوز بر جا مىباشد . ( 5 ) . نگهبان ، ديده‌بان ، مستحفظ . ( 6 ) . اسكورت ، قراول ، جلودار ، ركابدار ، چماقدار ، افرادى كه در ركاب ارباب يا بزرگ خود حركت كنند . ( 7 ) . سربازانى كه به تقليد نظاميان روس لباس مىپوشيدند و به روش نظام روسى تعليم ديده بودند . ( 8 ) . وسايل سبك و زينتى مركب ، مانند پيشانىبند ، سينه‌بند ، نوار و مانند آن كه حيوان را پيرايه بسته زينت مىكردند . ( 9 ) . زين و برگ ، ركاب و دهانه ، آنچه با آن چهارپا آماده براى سوارى مىگردد . ( 10 ) . رسم بود در سوارى بزرگان كه اسبى نيز جهت احتياط يدك مىكشيدند ، حتى در كالسكه و درشكه كه اسبى را به پشت آن بسته ميكشيدند . اسب يدكى كه در سربالائىها و از بين رفتن يكى از اسبها به كار ميآمد .