جعفر شهرى باف
268
طهران قديم ( فارسى )
آنها و عكس العمل مردم كه ذيلا ميآيد : قبض جريمه ! غلامحسين خان توتونى يكى از كسبهء معروف و معتبر بازار بود كه روزى هنگام ادرار كنار كوچه با استكان دستش كه براى استبرا برده بود « 77 » گرفتار آژان « 78 » پست شده جلب به كميسرى « 79 » مىشود ، صاحب منصب كشيك كه هم خودش قاضى و خودش مجرى و هم تحويلدار بوده برايش پنج تومان و دو قران « 80 » قبض جريمه صادر مىكند . غلامحسين خان ابتدا متوسل به شخصيت خود و سرشناسى در كميسرى شده طفره ميرود و چون چاره را ناچار ميبيند پنج تومان و دو قران يك طرف ميز و همين مبلغ طرف ديگر ميز گذاشته قبض ديگرى نيز مطالبه مىكند . صاحب منصب وقتى وجه دوم را مشاهده مىكند و برايش جوياى سبب مىشود ، جواب ميشنود كه در حين عمل بادى هم از مخلص صادر شد كه مأمور شما زير سبيلى رد كرده آن را به عرض نرسانيده ، خواستم چيزى از شما نزد ما نمانده باشد ! چون موضوع جنبهء اهانت پيدا مىكند صاحب منصب با عصبانيت و تا آنكه تنبيه او را با نقرهداغ « 81 » كرده باشد قبض دوم را هم مهر مىكند ، اما كار به اينجا خاتمه نيافته وقتى غلامحسين خان قبضها را در جيب مينهد ميگويد : اكنون كه مسلم شد باد نيز موجب جريمه مىشود مىخواهم يك قبض هم براى حرفى كه مىزنم صادر نمائى و از قول من به آن پفيوزى كه حكم نشاشيدن كرده است بگويى : اول بايد مبالش را مىساختى دوم حكمش را مىكردى !
--> ( 77 ) . كسبه چون محلى براى رفع حاجت در اختيارشان نبود هر يك استكان يا جام كوچكى مخصوص اين كار داشتند كه كنار كوچه ادرار كرده با آن تطهير ميكردند . ( 78 ) . پاسبان ، پليس . ( 79 ) . كلانترى . ( 80 ) . معمولا اين گونه جرايم را پنج تومان و دو قران قبض مىنوشتند كه گويا دو قران خرج كار و پنج تومان ماندهء خالص آن باشد . ( 81 ) . تنبيهاتى كه از جانب پول و جريمه و امثال آن انجام شود ، داغى كه از اين جهت به دل بنشيند .