جعفر شهرى باف

266

طهران قديم ( فارسى )

كشيده نشده بود . تأسيس رختشوخانه‌ها « 71 » در چند نقطهء شهر ، قدغن ريختن آب و كثافات و آب حوض و آب رخت و آب ظرف و امثال آن در كوچه و جوىها . قدغن كردن رختشويى و ظرف‌شويى بر سر نهرها . جلوگيرى از شستشوى جنازه‌ى اموات در خانه‌ها و دفن متوفيات در منازل و مساجد و امام‌زاده‌اى داخل شهر . بيرون راندن گاوداران و دامداران از شهر به حومه . شكستن بست « 72 » خانه‌هاى اعيان ، علما و امامزاده‌ها . سانسور شديد و توقيف نشريات بدزبان ، قدغن كردن نقالى ، سخنورى « 73 » ، معركه‌گيرى « 74 » ، مسئله‌گويى « 75 » ، لوطى عنترى ، حقه‌بازى ، پرده شمايلى « 76 » ، خرس رقصانى و ده‌ها قانون ديگر در تعقيب و جرايم رشوه و دزدى و تأكيد در تعيين تكليف شاكى و متشاكى در عدليه ظرف چهل و هشت ساعت و تعقيب مأموران خاطى و كارشكن و دزد و خائن و جلوگيرى از دفع الوقت در ادارات و نصب صندوق شكايات و ديگر قوانين ، همراه با انتخاب و استخدام مأموران شديد و غليظ جهت اجراى قوانين و شدت عمل و نظارت كامل در مجازات متخلفين كه با همهء تشنگى مردم به اصلاحات ، اندك اندك عرصه را به عالى و دانى تنگ مينمود . با ذكر يكى دو نمونه از قوانين و اجراى

--> ( 71 ) . اماكنى حياط مانند در سرآبها با حوض آب و جايگاههايى طشت‌مانند از ساروج جهت رختشويى كه آبشان در چاه آب فرو مىريخت و به خارج شهر منتقل مىشد . چه ، زنها غالبا رختها و ظرفهاى خود را در جويها و نهرها و آبهايى كه به كار شربشان مىآمد مىشستند . ( 72 ) . سر طويله يا جلو خان و خانه هر اعيان و مجتهد به نام بست خوانده مىشد . چنان كه مجرمى مىتوانست خود را به آنجا برساند از هر نوع گزند و مجازات در امان مىماند . همچنين بود دالان و كوچه و صحن و حرم امامزاده‌ها كه بست خوانده مىشد . ( 73 ) . جلساتى متشكل از جمعى شعرشناس كه دو مبارز سخنور يعنى شعردان و حافظ شعر آن را اداره كرده ديگران را سرگرم مىساختند . ( 74 ) . جمع كردن و سرگرم ساختن مردم را به هر طريق از قصه‌گويى و مرثيه‌خوانى و شعبده‌بازى و امثال آن را معركه‌گيرى مىگفتند . ( 75 ) . معركه‌هاى مذهبى كه اول در آن توضيح مسايل شرعى ميشد و در آخر تلكه مىكردند . ( 76 ) . مرثيه‌خوانى كه به صورت اعجازخوانى و روضه‌خوانى در حالت تجسم صحنه‌هاى مورد ذكر با نشان دادن صورت وقايع آن كه در پرده آمده باشد .