جعفر شهرى باف

256

طهران قديم ( فارسى )

نگهدارى مىشد و از قهوه‌خانه‌هاى خراب و دزدخانه‌هاى همان منازل بدست مىآيد و اشربهء ايشان از آب‌انبارهاى تا لبالب لجن و كثافت آن كه از زمان ساختمان تنقيه و تنظيف نشده هزاران گونه جانور مرده و زنده با آب باران‌ها و سيلاب‌ها در آن داخل شده منزل و زاد و ولد كرده بودند تأمين مىگرديد ، فروشندگان شير و ماستى كه امتعهء خود را در كنيف‌هاى « 41 » بچه و لگن و طشت‌هاى رختشوئى و كهنه‌شوئى به عمل آورده مىفروختند و قهوه‌چىهائى كه چاى هفتگى و پانزده روزه دم كرده در شيشه غرابه‌ها نگهدارى كرده با رسيدن قافله گرم كرده به فروش مىرساندند . بعضى ديگر از كسبهء خيابان چراغ برق يكى از دكاكين معروف اين خيابان دكان چلو خورشتى آقا كمال جنب گاراژ حسينى بود كه در پزندگى شهرتى بسزا داشت و سبب معروفيتش هم روغن اعلاى پر عطر و بويى بود كه مصرف مىنمود ، بطورى كه از مسافات دور بوى مطبوع غذاى او به مشام مىرسيد و هر راهگذر و شنونده‌ى بو را مجذوب مىنمود و ديگر اطعام فقرا در هر روز به تعداد ده نفر كه با نصف ظرف چلو و تكه‌اى نان بطور مستمر از طرف صاحب آن و پس‌مانده‌هاى غذاها را كه ديگران به پزنده‌هاى دوره‌گرد مىفروختند او صرفنظر كرده ميان مساكين تقسيم مىنمود . هر ظرف كامل غذاى او با دو رنگ خورش كه در دو پيالهء ماست‌خورى لبالب مىكرد و برنجش شكم‌دارترين مشتريان را كفايت مىنمود ، يك قران « 42 » بود و سبب ذكر نام او يكى صفت پسنديده حسن عمل و ديگر نيت خير فقيرنوازى وى و بعد از همه آرزوى دايمى حقير نگارنده كه چه مىشد وسعتى بهم رسانيده روزى شاگردانهء بيشترى نصيبم گشته نيم ظرف از آن غذا اختيار بكنم و ايضا ابتكار او در تغيير قانون نصب تابلو كه در زير آورده مىشود :

--> ( 41 ) . كنيف ظرفى قابلمه مانند از گل پخته كه در كف گهواره براى دفع بول و غايط كودك جاسازى شده بود . به اين صورت كه طفل را طاقباز و بدون شلوار خوابانده ماتحتش را جهت اجابت روى آن قرار داده خودش را تا حركت نكند با تسمه و طناب به گهواره محكم ميكردند . ( 42 ) . يك ريال .