جعفر شهرى باف
250
طهران قديم ( فارسى )
كمتر آن را بعد از ظهر مىپيمودند ، در معيت يك گاريچى كه رانندهء آن بود و يك مهتر كه پذيرائى اسبها مىنمود . گارى پستى اين گارى نيز شبيه گارىهاى تجارتى بود با تفاوت آنكه در شبانهروز بيست و چهار فرسخ يعنى معادل چهار روز گارىهاى تجارتى بدون توقف و با شتاب راه مىپيمود و جز براى تعويض اسب در ( مالبندان ) « 39 » و خوراندن عليق و استراحت موقت ، توقف نمىكرد و از لوازم بود كه جهت حفاظت محمولههاى پستى همواره دو تا چند امنيه همراهشان باشد . كالسكه - درشكه - دليجان با اين وسايل تنها متعينين و دولتمندان كه كالسكه و درشكه از خودشان بود حركت مىكردند مگر اواخر كه كالسكه نيز در رديف وسايل كرايهاى درآمده گارىخانهها از اين دستگاه هم به اجاره مىگذاشتند و دليجان ، كالسكهاى هشت نفره بود باطاق و پشتى باربنددار كه بجاى مينىبوسهاى امروزى به كار مىآمد ، با دور چرخهايى از آهن كه از درشكه و كالسكه ، كه چرخهايشان رزيندار بودند سختتر و از گارى كه فاقد فنر و هر گونه وسيلهء تكانگير بود ، راحتتر مىبودند و مثل كالسكه رانندهاش بيرون اتاق مىنشست . منزلگاهها تا سالها بعد از تداول اتومبيل هنوز منزلگاههاى مسافران همان كاروانسراهاى قديمى مخروبه و كاروانسراهاى شاه عباسى بود كه بايد در حجرههاى آنان منزل بكنند . كاروانسراهاى قديمى قلعههاى كوچك مخروبهاى بودند با حجراتى در اطرافشان كه از گل و خشت خام بالا آمده اندك اندك رو به ويرانى مىنهادند و
--> ( 39 ) . در هر منزل ، يعنى در هر شش فرسخ ، كاروانسرا و منزلى بود كه « مالبندان » ناميده مىشد و در آنجا اسبها را با اسبهاى تازهنفس عوض كرده كاه و جو توى راهشان را مىگرفتند .