جعفر شهرى باف
193
طهران قديم ( فارسى )
اينها هم ابيات و اشعارى براى تعطيلىها بود كه بچهها به ذوق آن ، مرارات شكنجههاى روزهاى مدرسه را از ياد برده خود را بدان دلخوش ميساختند : عدسى ، فردا مرخصى * لوبيا پس فردام نيا يا : روز تاسوعاست امروز * تعطيلى ماست امروز يا : روز عاشوراست فردا * خون جگر ملاست فردا يا : امروز كه روز شنبهس * فرداى او يهشنبهس پسفرداش كه دوشنبهس * پشت سرش سهشنبهس وقتى سه شنبه اومد * دنبال اون چارشنبهس پنجشنبه روز ذوقه * چون فرداش روز جمعهس شايد دربارهء تنبيه تا اندازهاى هم حق به جانبشان بود كه هيچ چيز جز ترس جان آدمى را مطيع و فرمانبردار نمىسازد و همين تأديب و تنبيههاى مدرسه و بزرگ نماياندن معلم و مدير و ناظم و اولياى طفل در خانه بود كه شاگرد را شايسته و بايستهى نام محصل مينمود ، با فوايد بسيار ديگر از جمله دل به كار آوردن خود محصل و آسودگى آموزگار و نظم كلاس و وجود انضباط و رعايت و مراقبت شاگرد بر افعال و حركات خود در منزل و كوچه و بازار و انجام دادن وظايف و دقت در تكاليف فراوان مسايل ديگر كه در شاگرد جز از طريق داشتن ترس و وحشت از معلم صورت نمىگرفت . دروس مدارس جديد در ابتدايى عبارت بود از : قرآن ، شرعيات ، فارسى كه « فرايد الادبش » مىگفتند . ديكته ، حساب ، و نصاب ، كه با آن توسط معلمين عمامه بسر و طلاب دين آموزش عربى صورت مىگرفت . پس از آن هندسه و در كلاسهاى متوسطه به بالا همين دروس باضافهء فيزيك ، شيمى ، جبر ، مثلثات ، طب ، زبان « 8 » ، رياضى زير نظر معلمين فاضل درسخوانده كه
--> ( 8 ) . مقصود زبان خارجى متداول يعنى فرانسه است كه جميع علوم اروپايى منجمله طب و داروسازى با آن زبان تدريس مىشد .