جعفر شهرى باف

191

طهران قديم ( فارسى )

قانون تغييرناپذير چوب و فلك و كتك و تنبيه از لوازم اوليه و حتمى هر مكتبدار بود كه تشخيص داده بود طبع آدمى آسايش‌طلب و تن‌پرور آفريده شده كه به ارادهء طبيعى اقدام به كارهاى تكليفى نمىكند و معلم هم هر آينه ملايم و بىآزار باشد بمصادق اين بيت ( استاد و معلم چو بود بىآزار * ، خرسك بازند كودكان در بازار ) و به نظر لقمان كه ترس براى طفل بمنزله آب براى درخت است كه هيچ شاگردى بدون آن به منزلت شايسته نمىرسد و از اين رو نجنبيده مىجنباندندشان و كج نشده راستشان مىكردند . پهلوى دست مكتبدار هميشه دو تركه وجود داشت ، يكى كوتاه براى بچه‌هائى كه پاى ميز آمده در دسترسش بودند و يكى بلند ، جهت آنها كه اجازهء گريز به خود داده كنار مىكشيدند يا مكانشان دور تر قرار گرفته بود ، غير از ريگهاى زير تشك براى لاله‌هاى گوش و مدادهاى لاى انگشتان كه ملا قبل از نشستن ، بود و نبودشان را دقت مينمود . همچنين از تكاليف هر شاگرد مكتبى بود كه چنانچه خانه‌اش داراى درخت انار و آلبالو و مثل آن باشد به نوبت تركه‌هايى از آن كنده براى مكتبدار بياورد ، چنانچه از وظايف جمله بود كه ناهار و شام و دست‌درد نكندهايى ، امثال شيرينى عيد ، ميوه ، يخ ، بادبزن تابستان و پشمك و زولبياى ماه رمضان و خاكه ذغال زمستان ، علاوه بر كله‌قند ، كاسه نبات ، پارچه‌هاى پيراهنى ، چارقدى ، چادرنمازى ، چادر سياه‌هائى براى ملا باجى و قواره‌هاى قبايى ، عمامه‌اى و شال و ردا و نعلين براى ملا مكتبدار كه بمناسبت ياد گرفتن هر يك از دروس و از بر شدن هر يك از سوره‌هاى قرآن و فرا گرفتن هر يك از بابهاى گلستان جهت سپاسگزارى پيشكش ببرد . مدارس جديد چوب و فلك و تنبيه و توبيخ جزء لا ينفك تعليم و تربيت بود كه به هيچ صورت تعديل و تعطيل نمىگرفت و با آنكه مدارس جديد با تمدن تازه و روش اروپايى شروع مىنمود و اوليايشان توقعاتشان كمتر مىگرديد ، اما توبيخ و تنبيهاتشان