جعفر شهرى باف

185

طهران قديم ( فارسى )

مكتبخانه بعد از زورخانه مكتبخانه بود كه جزء اماكن مقدسه و محل رواى حاجات بشمار مىآمد و پس از آن مدارس طلاب دين كه در آن دروس مذهبى مىخواندند . اين اماكن تا آن درجه محل اعتقاد بودند كه مردم در گرفتارىها نذر و نيازهايى بر آنها نيت كرده مراد و حاجت مىخواستند كه غالبا هم حاجت روا مىگشتند و نذرهاى اين دو مكان هم آش و پلو و حلوا و پخته و نپخته‌ى مأكول و حبوب بود كه به طلاب مىدادند ، و نياز كودكان مكتبخانه‌ها شيرينى و شربت و ميوه و وسايل درس و مشق ، مانند كتاب و كاغذ و قلم و دوات و رخت و كفش و كلاه عيد ، و پيراهن شلوار سياه براى محرم‌هايشان كه طلاب را معصومين و اطفال را فرشتگان خوانده دعاهايشان را مستجاب مىدانستند . محل مكتبخانه دكان يا اتاق بزرگى در كوچه يا خانه‌يى بود كه مكتبدارهاى مرد يا ملا باجىهاى زن آن را اداره كرده به تعليم و تربيت كودكان مىپرداختند و صورت ظاهر آن عبارت بود از فرش حصير يا نمد يا گليمى مندرس و ميز كوتاه و تشكچه‌ى مكتبدار و چند تركه‌ى آلبالو يا عناب روى زمين كنار ميز و چوب‌فلكى « 1 »

--> ( 1 ) . چوبى به قطر هشت تا ده سانت و طول يك ذرع و نيم و اسباب چوب زدن كه دو نقطه ميان آن را در سى چهل سانت فاصله سوراخ كرده طنابى در طول يك ذرع از سوراخهاى آن گذرانده سرهاى طناب را گره مىزدند و طرز كارش باينصورت بود كه مقصر را خوابانده پاهايش را در طناب آن مىكردند و دو نفر كه دو طرفش را داشتند آن را محكم پيچانده پاها را در آن فشرده يكنفر مأمور چوب زدن به كف پا مىگرديد .