جعفر شهرى باف

180

طهران قديم ( فارسى )

دهندگان ، در كيفيت زير : خب رفقا : برادران ، مىخواستم بعرضتان برسانم كه از ميان ما جمع ، يكنفر بارش افتاده ، روزگار نظرش را از او برگردانده كه « يا رب نظر تو برنگردد » و « آمين » حاضران . ورشكست شده يا بدهكارى بالا آورده يا مثلا تازه از حبس درآمده سرمايه كسب مىخواهد يا مىخواهد سنت پيغمبر خدا را بجا بياورد عروسى بكند كه چشمش بدست شما برادرهاست كه « قبلا شخص مورد نظر را مستور مىداشتند و در اين زمان او را بحضور آورده نشان مىدادند » : هر كس با چيزى از اين جيفهء دنيا كه مثل چرك دست مىماند ، نشسته مىرود و مثل قحبه هر زمان روى زانوى يكى مىنشيند به اين برادر دينى يا هم‌كسوتش « و با اشارهء دست كه فرد مورد نظر را نشان بدهد » كمك بكند خدا را قسم مىدهم به ريش پر خون حسين آبرويش را پيش سر و همسر نريزد و در دو دنيا سربلندش كند ، و اضافه مىكرد : من دوازده چراغ به نذر دوازده امام مىطلبم كه هر كس همراهى كند خدا چراغ عمرشو خاموش نكند و هر كس چراغ اوّلو گرم بكنه « در اين وقت مرشد صدا در ميان صداى مياندار انداخته » مىگفت چه شود ؟ و مياندار جواب مىداد خدا چراغ عمر عزيزشو خاموش نكند و دستشو محتاج نامرد نگرداند و شروع بجمع‌آورى چراغ‌ها ( پول‌ها ) مينمود و از هر كس هر چقدر مىگرفت . روى لنگى كه وسط گود گسترده شده بود ريخته مطابق عدد مبلغ آن پنج ، ده ، بيست ، پنجاه ، كمتر و زيادتر هر چه بود با مطلبى كه حاضر كرده بود دعا مينمود ؛ به اين ترتيب كه مثلا براى پنج تومان مىگفت ( خدا ده هزار يا بيست ، سى ، چهل و پنجاه هزار قضا و بلا از تن خود و خانواده‌ات دور بكند ) تا آخر و چون يازده چراغ آن تمام شده نوبت به چراغ آخر يعنى دوازدهم مىرسيد ، كه همه مىتوانستند در آن شركت بكنند خواهنده روى طلب را به طرف جمع مينمود و مىگفت ( هر كس به چراغ آخر من كمك كند خدا چراغ عمر و آخرتشو روشن كند ) و از سمت راست مجلس شروع به دوران زدن ( پول جمع كردن ) نموده با همان نيز صورت دعاى او تغيير مىنمود . در اينجا باز دو حالت پيش مىآمد كه يا مجلس آمادهء پرداخت بود و دريافتى بطور دلخواه انجام گرفته از دوازده چراغ و پنج چراغ ابتدا كه به نام