جعفر شهرى باف

177

طهران قديم ( فارسى )

تيغ علماى اسلام برّا « آمين » امام زمان ما را در پناه خودت حفظ بفرما « آمين » بالنبى و آله « آمين » خدا پدر صلوات فرستو بيامرزه ( اللهم صل على محمد و آل محمد ) . كباده در اينوقت مياندار با اجازهء سرورها ، بزرگترها ، جناب مرشد ، بالايىها و پايينىها از ورزشكاران مىخواست تا بالا رفتنىهايشان از گود بالا بروند و كباده‌كش‌ها و آنهايى كه ميل كباده « 15 » داشتند باقى مىماندند و كباده شروع مىشد و اين نيز مانند چرخيدن از كوچكترها به بزرگترها مىرسيد « 16 » و شمارش آن هم كه كمتر به حد نصاب مىرسيد همان صد و هفده بود كه مطالب آن تغيير مىكرد به اين صورت : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، يكى و يكى . يكى و دو تا . دو تا و سه تا ، سه تا و چار تا ، يا اللّه ، يا اللّه . بر شمر لعنت « و جواب اطرافيان : آى بشمار . » بر يزيد لعنت ( آى بشباد ) بر . . . لعنت ( آى بشمار ) بر . . . لعنت ( آى بشمار ) بر . . . لعنت ( آى بشمار ) بر معاويه لعنت ( آى بشمار ) بر دشمن خدا لعنت ( آى بشمار ) بر محمد و آل محمد صلوات ( اللهم صل على محمد و آل محمد ) و به همين ترتيب با لعن و نفرين شماره جلو مىرفت تا به عدد پنجاه مىرسيد و گوينده مىگفت به پنجهء يد اللهى على صلوات و صلوات تجديد مىشد و اين بار شماره معكوس شمرده مىشد و از آخر به اول مىرسيد . فلسفهء لعن و نفرين در كباده هم اين بوده كه چون كباده مظهر تير و كمان به حساب مىآمد لعن و نفرين بجاى رجز و تيرهايى كه به طرف دشمن پرتاب شود محسوب مىشد . شماره معكوس نيز چنين بود : نه چل و هشت چل . هشت چل و هفت چل . هفت چل و شش چل . يا اللّه يا رحمان . يا سبحان . يا ديان . يا رحيم . يا كريم . يا على . يا مولا . يا

--> ( 15 ) . آهنى به صورت كمان با دستگيره‌اى در وسط و زنجير حلقه‌هايى سنگين بجاى ( زه ) نصب به او كه با يك دست خود كباده و با دست ديگر دستگيره زنجير او گرفته شده عملش با هر دو دست و در بالاى سر انجام ميگرفت . ( 16 ) . قاعده‌اى در احترامات زورخانه .