جعفر شهرى باف

172

طهران قديم ( فارسى )

سينهء قلچماقت ، جانمى . چارچل - ناز چهار ستون بدنت . پنج چل - آفرين ، ناز پنجهء غريب‌نوازت پهلوون . شش چل - شش گوشهء قبر على اكبر . هفت چل - هفت ساق عرش مجيد . هشت چل - يا امام هشتم مددى . نه چل - يا جواد العالمين . پنجاه - پنجاه هزار بار بر جمال پيغمبر خدا صلوات ( باز هم صداى غراى صلوات ) در كار سنگ كمتر كس ميتوانست آن را تا چل و پنجاه برساند . لاكن اگر پهلوانى يافت ميشد كه از آن نيز تجاوز كند شماره از سر گرفته شده و تا پنجاه دوم كه باز از يك شروع ميشد اينطور ادامه ميگرفت : يكّى و يكّى ، الله و اللّه . دو تّا - آدم نبى اللّه . سه تا - نوح نجى اللّه . چار و چار - ابراهيم خليل الله . پنج تا - موسى كليم الله - تا آخر به اين قرار : عيسى روح اللّه - محمد مصطفى ( كه باز هم صلوات جمع ) - على مرتضى - يا فاطمهء زهرا جدهء سادات - حسن كشته به زهر جفا - حسين كشتهء شمشير دغا - على اكبر پاره پاره تن صحراى كربلا - زين العابدين اسير بلا - يا جواد الائمه جواد العالمين - يا جعفر بن محمد - يا موسى بن جعفر - يا امام هشتم ادركنى - امام نهم دستم بگير - امام دهم عذرم پذير - يا امام يازدهم نظرى - يا حجة بن الحسن عجل على ظهورك - بر حسود لعنت - بر بخيل لعنت - بر تارك الصلاة لعنت - بر هميشه جنب لعنت - بر دشمن امام زمان لعنت - بر چار يارى لعنت - بر بابى و بابىصفت لعنت - بر غاصب لعنت - بر دشمن على لعنت - سيصد هزار بار بر جمال على صلوات ( باز صداى غراى حاضران به صلوات ) . احمد مختار - ختم پيغمبران - حيدر كرار - دستگير درماندگان - راهنماى بيچارگان - پدر يتيمان - شافع روز حساب - نور و ظلمت - قهر و رحمت - دستگير قيامت - نور بالا - طور سينا - مكه و منا - بيت معمور - سقف مرفوع - كتاب مسطور - حوض كوثر - صاحبش حيدر - سيد كائنات - بر جمال خاتم انبيا صلوات ( كه باز هم صلوات بلند حضار ) و ختم شماره‌ى صدمين كه تا اين پايه بىاندازه مستبعد مينمود ، و در افراد معمولى و ظرفيت كم در آخر شماره‌ى هفده و در فوق العاده‌ها صد و هفده بود كه ذكر مصيبت و گريه و اشك و دعا و حاجت‌خواهى و نذر و نياز اطرافيان شروع مىشد و براى پيشكسوتان قدرت از دست داده بخاطر حفظ حرمت و آبرويشان عدد شماره را از ده و پانزده و بيست