جعفر شهرى باف

166

طهران قديم ( فارسى )

ورودى ، سردم « 3 » مرشد - كه در بعضى زورخانه‌ها طاق آن بر بالاى چهار ستون سنگى يا چهارپايهء آجرى قرار گرفته بود . سردم مرشد عبارت بود از جايگاهى مرتفع مسلط به گود كه اطراف آن با كاشيهاى عكس‌دار همراه هزارهء سرپوشيدهء زورخانه زينت شده بود و با چوبهاى هلالىشكل طاقنمابندى گرديده بود و بالاى آن با پر طاووس و عكس و شمايل حضرت رسول و حضرت على و زير هلاليهاى آن با زنگهاى بزرگ و كوچك آذين شده ، داخل آن با عكسهاى پهلوانان مرده و زنده آرايش ميگرديد و مرشد با ضرب تنه چوبى بزرگ خود چهارزانو كنار منقل آتش « 4 » بر بالاى آن قرار مىگرفت : كه در بعضى زورخانه‌ها هم كلا اين سردم از چوب ساخته شده مطابق سليقه مرشد شكل ميگرفت . گود به مقدار يك ذرع از صفه و غلام گردش پايين‌تر قرار گرفته در صورت هشت ضلعى گودبردارى و مرتب شده لبهء آن چوب‌بندى و كف آن با خاك نرم آب زده « 5 » آماده گشته ، پادو و متصدىيى به نام جامه‌دار و مشتمالچى از واردين پذيرايى مينمود . همچنين در و ديوار زورخانه كه با قاليچه‌هاى لچكى و پرده‌قلمكارها و عكس و آيينه‌ها و ديگر اسباب‌آلات زينتى مانند چراغهاى لنتر و فانوس و زنبورى مزين ميگرديد . ساعات كار آن از بعد از اذان صبح يعنى پس از نماز پيشين تا دو ساعت به ظهر مانده بود و شب بعد از نماز مغرب تا سه چهار ساعت از غروب گذشته ، مگر در موارد استثنايى مانند گلريزان كه تغيير مينمود . آداب زورخانه پيشتازان به اين مكان ابتدا مبتديان بودند كه با گشوده شدن در زورخانه پا در آن مىنهادند و بتدريج سابقه‌دارترها و پيش‌كسوتها و پهلوانها ، كه با ورود بزرگترها ورزش رسمى شروع مىشد و به اين صورت بود ( وارد كردن ) « 6 » افراد توسط مرشد

--> ( 3 ) . جايگاه مرشد . ( 4 ) . جهت گرم كردن و خوش صدا ساختن ( كوك كردن ) ضرب . ( 5 ) . تا زير پا و بدن نرم بوده هنگام كشتى و ورزش صدمه نرساند . ( 6 ) . تحويل گرفتن ، اعتنا كردن ، خوش‌آمد زدن .