جعفر شهرى باف
159
طهران قديم ( فارسى )
انارهاى او را برداشته آبلمبو مىكند . خركچى ادعاى پول نموده او محل نگذارده همچنان مشغول چلاندن انار مىشود ، تا صداى طواف بطرفش به مفتخور و گردن كلفت و مانند آن بلند مىشود كه ديگر طاقت نياورده همچه انار را به صورتش ميكوبد كه انار تركيده سر و صورت و رخت انارى را گلگون مىكند و از آن منظره وى را خنده گرفته قاه قاه مىزند ، و پس از آن نيز كه كسى خبر خنده از او نداده است ! باد سام - باد شهريار دهستان شهريار در بيست كيلومترى جنوب غربى تهران واقع شده است با بادهاى شديد موسمى و غير موسمى كه هنگام وزش چيزى را در مسير خود از ثمر و شجر سالم و بر سر پا نمىگذارد ؛ در آن حد كه درختان عظيم الجثه را از ريشه كشيده شيروانىهاى عمارات را كنده به دور مىافكند . اين باد سابق بر اين خسارات و زيانهايى براى مردم تهران ببار مىآورد و از آنجا كه از بيابانهاى بىآب و علف پر مزبله مىگذشت و كثافات و ناخوشىهائى با خود ميآورد مردم مىگفتند اين باد غضبى است كه آن را خدا براى مردم گنهكار تهران نازل مىكند . قصهء آن را همچنين مىگفتند كه چاه عميقى در پشت ( عليشاه عوض ) « 44 » وجود دارد كه باد از ميان آن برمىآيد و موكلى دارد با هيكلى به اندازهء كوه دماوند كه رو به تهران بر دهانهء آن چاه نشسته است و شامهء تيزى دارد كه بوى گناه را از هزار فرسخى استشمام مىكند و چون آن بو به مشامش برسد از سر چاه برخاسته مىگريزد كه باد بيرون زده به راه مىافتد و ضرر و زيانش بستگى به سبكى و سنگينى گناه دارد كه انجام يافته است و از بادهاى سهمگين آن يكى باد ( سام ) « 45 » بود كه در زمان مظفر الدينشاه آمده بود و موجب مرض و با گرديده بيش از نيمى از جمعيت تهران را به ديار هلاك كشيده بود .
--> ( 44 ) . يكى از دهات شهريار ، واقع در جنوب غربى تهران . ( 45 ) . مشتق از سم - زهر ، باد سام - باد زهردار ، باد مريض .