جعفر شهرى باف
122
طهران قديم ( فارسى )
مىشود ! انبار - زندان غرب تكيه دولت محوطهء انبار يا دوساقخانه « 45 » بود كه با گذشت سالها از مشروطه و بوجود آمدن عدليه و نظميه هنوز بعضى از زندانيان سياسى در آن نگهدارى و زجر و شكنجه مىشدند . قتلگاهى كه در اين زمانها قسمتى از آن به صورت انبار اشياء فرسوده درآمده ، قسمتى از آن اصطبل و گاريخانه شده بود . از زمان صفويه تا اواخر دورهء قاجاريه اين انبار محل اسكان زندانيان و آزار و عذاب و قتل و كشتار آنان بود و چاهى در وسط آن بنام ( چاه ويل ) « 46 » داشت كه كشتهشدگان در آن انداخته ميشدند . « ويل » چاهى بود بس عميق و وسيع كه پس از قرنها هنوز به عمق اوليهء خود باقى مانده افتادن هزارها محكوم به مرگ اندك تأثيرى در آن نكرده همچنان با شكم گرسنه براى طعمه دهان گشوده بود و آخرين لقمهاش قسمتى از بناى بانك ملى بازار در سه طبقه بنا و صد و پنجاه كارگر و عمله و مهندس بود كه هنگام ساختمان بكام آن فرو رفته اثرى از قربانيان آن نتوانستند بدست آورند . خدمهء اين انبار را ( دوساقبان ) و ( نسقچى ) « 47 » مىگفتند و كارشان جلب و زجر و اجراى احكام دست بريدن و گوش بريدن و چشم كندن و بينى مهار كردن و مثله نمودن و شقه كردن و سر بريدن و مانند آن بود و سران ايشان را ( دوساقچى باشى ) و ( نسقچى باشى ) و ( مير غضب باشى ) مىگفتند . مردمى از قسىترين و شقىترين افراد كه باقىماندگانشان را در اين زمان يعنى در زمان كودكى نگارنده پدران و سالخوردگان به فرزندان خود نشان داده مظالم و شرارتهايشان تعريف مىكردند . خارادلانى كه محكومين سيهروزگار را به بدترين و وحشيانهترين عذابها معذب داشته دربارهشان از هيچ زحمت و رذالت فروگذار نكرده ، مردم خونآشامى كه با استفاده از خودمختارى حكومتها از هيچ
--> ( 45 ) . حبسخانه - زندان . ( 46 ) . مأخوذ از واويلا . ( 47 ) . شكنجهچى .