جعفر شهرى باف
120
طهران قديم ( فارسى )
نمايشات چنان بود كه نه تنها شيعيان بلكه گاهى اهل تسنن و يهود و نصاراى مجلس را هم تحت تأثير قرار مىداد تا آنجا كه از يادداشتهاى طبيب فرانسوى مظفر الدين شاه يكى اين قسمت است كه : « نمايشات مذهبى مسلمانان بقدرى جالب اجرا مىشود كه من با همه بىاطلاعى از زبان و بيان ايشان گاهى چنان تحت تأثير واقع مىشدم كه اشكم بىاختيار سرازير مىگرديد . » خدا هيچ عزيزى را ذليل نكند اما بعدها همين تعزيه كه با اين جلال و جبروت برگزار مىشد و تعزيهخوانش مورد اعزاز تمام مردم مملكت قرار گرفته حتى سر سلاطين زمان را در برابر اهميت خود فرو مىآورد ، با انقراض دورهء قاجاريه كارش به جائى رسيد كه به صورت پستترين مشاغل و غير قانونىترين كارها درآمد تا آنجا كه عاملينش تعقيب شده مورد مؤاخذه و مجازات و جرم و زندان قرار ميگرفتند و از ترس مأموران در پس كوچهها آن را براى مشتى پيرزن و پيرمرد اجرا مىكردند و همين تغيير احوال و ذليل شدن تعزيهخوانها هم بود كه ميرزا ابراهيم خان ناهيد مدير روزنامه ( ناهيد ) را بر آن داشت تا سرلوحهاى به اين جمله كه ( خدا هيچ عزيزى را ذليل نكند ) براى شمارهاى از روزنامه خود انتخاب كرده كاريكاتورى در همين موضوع ضميمه آن نمايد . گراور در دو قسمت ترسيم شده بود ، اول صورتى از تكيه دولت و برگزارى تعزيه و حضور شاه و وزرا و اعيان و رجال براى تماشا در آن و جمعيت خارج از شمار تماشاچيان و طبقهاى خلعت و انعام كه به طرف تعزيهخوانان روانه گرديده بود و در قسمت پايين همان صفحه تعزيهخوانانى را با بدترين وضع سر و لباس و حقيرترين حالت تعزيهخوانى در خلاصه به دو تن كه هم امام و شمر و زينب و على اكبر مىشدند و هم شيپورچى و طبال و نىزن و فلوتچى كه هر دم وحشت
--> حملهور گرديده او را بين خود و ديوار بميان دندانهايش ميگيرد و بكمك فيلبان و ديگران كه بكمكش تاخته به زحمت از ميان دندانهاى فيل آزادش ميسازند ، اما در عقب كشيدن حيوان يكى از دندانهايش كه به سختى به ديوار فرو نشسته بود ميشكند و ناصر الدينشاه دستور اصلاحش داده وسيلهء بست طلابند مىخورد .