جعفر شهرى باف
114
طهران قديم ( فارسى )
قجر تقديم نمايند و با كم و زيادى همين تقديمىها و پيشكشها هم بود كه مىتوانستند اندازهى چاكرى و مقدار ارادت و دولتخواهى خويش اثبات بكنند . چادر تكيه دولت چادر اين تكيه نيز به نسبت مكان خود از بزرگترين و پرشكوهترين پوشها بود كه بر سر اسكلت آهنى آن استوار ميگرديد ، چه سقف و « پوش » سلطانى به حساب مىآمد كه سايه بر سر ظل الله مىافكند ، همراه نقشهايى از شير و پلنگ و طاووس و مرغ و گل و گلدان و شيرهاى شمشير بدست و خورشيد به پشت ، همراه نواردوزىهاى قشنگ كه هر بينندهاى را مجذوب مينمود . بعد از طاقنماها و چادر و پوش و سياهىهاى كتيبه « 37 » و فرشهاى كف و قاليچههاى ديواركوب و چلچراغهاى صد لالهء آويز و پايهدار زمينى ، عكسهاى قلمى و دوربينى شاه و وليعهد بود كه گوشه و كنار را پر كرده بود و پرده شمايلهاى ائمه و صحراى كربلا و مقاتل ، تختبندى وسط جهت تعزيهخوانان ، بيدقها و كتلها و علامت « 38 » ها و علم « 39 » ها و طوقها « 40 » و ديگر آلات و ادوات مربوطه ، مانند زره ، كلاهخود ، سپر ، شمشير و خنجر كه با قواعدى بجا به جرزها و اطراف نصب شده ، زيبايى تكيه را چندان مينمود . بعد از همه جلال و عظمت پيرايهء جايگاه سلطنتى ، يعنى شاهنشين بود كه آنچه در ديگر طاقنماها گرد آمده بود در آنجا جمع شده بود و بعد از همه اهميت و عظمت روضهخوانى و تعزيهخوانى او كه تالى آن در هيچ نقطهء ديگر تهران به نظر نميرسيد .
--> ( 37 ) . پارچههاى سياه نوشته يا ننوشته كه بر جرزها و كتيبهها مىكوبيدند و نشانهء عزاخانه به حساب مىآمد . ( 38 ) . تيغههاى چندى كه از فنرهاى اره دو سر ساخته شده بر سر پايهاى صليبوار نصب مىشد و با زنگولهها و پرها و فانوسها و پرندههاى فلزى و طاقشالها زينت مىگرديد . ( 39 ) . بيدقهاى بلند يا علامتهاى كوچك . ( 40 ) . گويى پولادين كه بر سر آن تيغهاى مانند تيغهء علامت استوار شده بود و با چوبى كه به انتهايش نصب مىشد آن را حمل مىكردند .