جعفر شهرى باف
110
طهران قديم ( فارسى )
كنار كاغذ با تاريخ تولد كه با آخرينشان سال بيست و هفتمين زندگيشان را نشان ميداد قيد شده بود ! با اين يك مشت الاغ چه بكنم ؟ ! رازى هم در اين عروسى از يكى از متنفذين طرف اعتقاد ؟ كه بزرگ جلوت و يار خلوت مؤيد الدوله بوده فاش مىشود كه چون بساط طرب از هر جهت فراهم و ساغرهاى مى در مجلس بدست ساقىهاى گلرخ بگردش درمىآيد مؤيد الدوله نوكرى به خانهى وى ميفرستد كه عيش از همه طرف مهنا ، شراب ارغوانى و كلوچه زعفرانى مهيا فقط حضور جنابعالى را لازم است تا آن را به كمال رساند و ايشان جواب ميفرستند : و اما « اشكال كار در اينجاست كه چون مجلس علنى است فردا با اين يك مشت الاغ چه بكنم ؟ يعنى مردم ! كامتان شيرين و شرابتان دلنشين ، سهميه مرا خشكه ارسال فرماييد ! » حرف سربستهاى كه تا ظهر فردا به گوش اهل شهر رسيده چهار محلهء تهران را پر مىكند ! از تشريفات اين عروسى و اتلاف مال و ريخت و پاش و خرابى و حضور جمعيت آن همين بس كه چون پدر داماد خرابى گل و باغچهها را مينگرد و از قاآنى « 30 » كه همراهش داشته ميخواهد چيزى دربارهاش بگويد . قاآنى فقط ميتواند مدد از سعدى گرفته بگويد ( بساط سبزه لگدمال شد به پاى نشاط * - ز بسكه عارف و عامى برقص برجستند ) و جبهى شاهزاده به صله به دوشش انداخته مىشود . تكيه دولت ديگر از اماكن پيوسته به ارك شاهى تكيهء دولت بود كه در ماههاى محرم از طرف دربار و سلاطين در آن روضهخوانى و تعزيهدارى به عمل مىآمد و ساختمان سه طبقه مدورى از روى نقشهء تماشاخانههاى فرنگ كه سقف آن با چادرى بر روى خرپاى « 31 » آهن پوشيده مىشد .
--> ( 30 ) . ميرزا حبيب قاآنى شاعر شيرازى بنام حكيم قاآنى مداح و قصيدهسراى زمان قاجار . ( 31 ) . اسكلت شيروانى .